{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک بریز دلم....اشک بریز.....

اشک بریز دلم....اشک بریز.....
و تو چمیدانی علی در مسجد ب شهادت نرسید....
علی ان روز ک در میان تاریکی شب دستانش لمس کرد آن پهلوی شکسته را جان باخت....
شاید روزی بفهمی درد تنهایی چیست....
دیدگاه ها (۲)

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

من اگر یڪ روزخدا را ببینمــنه از بهشتـــ می‌پرسمــنه از جهنم...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

روزی که گذشت روز بسیار بسیار فرسایشی و سختی برای من بود ... ...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط