{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیاد پیش آمده، خیلی زیاد ...

زیاد پیش آمده، خیلی زیاد ...
که حوصله خودم را هم نداشته ام ...
ولی با همان حال ...
حرف های دیگران را گوش بوده ام ...
زیبایی هایشان را چشم ، و زخم هایشان را مرهم ...
زیاد پیش آمده که کم آورده ام و با کوهی از بغض ...
نشسته ام روبروی آدم ناامیدی و به حال و هوای زندگی ...
برش گردانده ام ...
زیاد پیش آمده که هر شب ، اشک هایم را زیر سکوت بالشم پنهان کرده ام ...
و هر صبح ، با لبخندی به پهنای تمام حسرت های جهان ...
شانه ای محکم بوده ام برای درم...
دیدگاه ها (۲)

یادمان نمی رود چقدر به فکر ما بودید!یادمان نمی رود چقدر عزیز...

تولدت مبارک بهترینم https://wisgoon.com/teresatehraniمن از آ...

کاش چند سال که از تعهدِ دو نفر گذشت، برایِ هم معمولی نمی شدن...

عزیزدلم! دلگیر نباش... آدم ها مختلف اند. هرکدام سبک خودشان ر...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

« شیطون کوچولوی من »فصل سوم ویو آنا::«نه» صدایش مانند نجوای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط