{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فهمیدم با غصه خوردن چیزی درست نمیشود

فهمیدم با غصه خوردن چیزی درست نمیشود
فهمیدم با غصه خوردن هیچ یک از این جماعت به دادت نمیرسد...
فهمیدم دل این جماعت به حال خودشان هم نمیسوزد چه برسد به من...
پس مجبورم...
مجبورم بخندم با صدای بلند
با کوچکترین چیز ها شاد باشم
آن قدر سر خودم را گرم کنم که وقتی برای فکر کردن به مشکلاتم نداشته باشم
مجبورم کل روز را به ظاهر یک آدم سرخوش باشم...
اصلا هم برایم مهم نباشد مردم پشت سرم‌ چه میگویند
من از دل خودم خبر دارم که چه غصه هایی بر دلم نشسته...
اما میخندم و میخندم و میخندم،گوش این آسمان کَر شود از صدای خنده من
گرچه همه این ها به ظاهر و از ته دل نیست.
دیدگاه ها (۱)

ﺛﻜﻠﺖ ﺃﻟﻮﺍﺩﻡ ﺑﻌﻴﻨﻲﻭﮔﻤﺖ ﺃﺣﺲ ﺃﺑﺮﻭﺣﻲ ﺿﻴﻒﺷﮕﮕﺖ ﻭﺟﻬﻲ ﻭﺣﺮﻛﺘﺔﻭﺃﻣﻨﺖ ﺭﺳ...

واقعا راست میگه .خب گاهی اوقات آدم هوس میکند تنها باشد،خودش...

صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی تو را ه...

لطفا کامل بخونین اگه دلت شکست... التماس دعاخواب بودم، خواب د...

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

رمان: «از تو متنفرم»پارت ۷۰ ساعت دقیقاً هفت بود.آریانا وارد ...

چه کنم؟؟؟راهی جز این که مقابل غصه های زندگی ام خودم را به کو...

چه کنم؟؟؟راهی جز این که مقابل غصه های زندگی ام خودم را به کو...

✿ کپشن خاص ✿چه کنم؟؟؟راهی جز این که مقابل غصه های زندگی ام خ...

👇 داستان خیلی از ماهاس .میدانی...دلم برای خودم میسوزد همیشه...

تو هیچ چیزی از زندگی من نمیدانی...فقط نگاه به خنده ها و شوخی...

تو هیچ چیزی از زندگی من نمیدانی...فقط نگاه به خنده ها و شوخی...

تو هیچ چیزی از زندگی من نمیدانی...فقط نگاه به خنده ها و شوخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط