{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳

پارت ۳
ساعت ۱ و ۲۹ دقیقه بامداد_تهیونگ:
ساعت حدود ۱ و نیم بود و جونگکوک نیومده بود.همینطور اعصبانی تو حال روی کاناپه زیر نور اباژور نشسته بودم که کلید توی در چرخید و در باز شد و جونگکوک مثل همیشه پاورچین پاورچین اومد داخل.بیخبر از تهیونگی که منتظرش بود‌.همینطور داشت میرفت به طرف پله ها که تهیونگ بلند شد و همزمان با روشن کردن چراغا گفت:
تهیونگ:به به اقای کیم جونگکوک.نمیومدی خونه دیگه
جونگکوک که از این اتفاق یِکه خورده بود پرید و برگشت سمت تهیونگ و با لبخندی استرسی و ساختگی گفت:
جونگکوک:ته ته،عزیز دلم تو چرا این ساعت بیداری؟
و خواست بره تهیونگ رو بغل کنه که تهیونگ انگشت اشاره اش رو گرفت جلوش و خیلی جدی گفت:
تهیونگ:خود شیرینی بی خود شیرینی.تا الان کجا بودی؟
جونگکوک که فهمید تو بد مخمصه ای گیر افتاده گفت:
جونگکک:کلاب
تهیونگ:تا الان چه غلطی میکردی دقیقا؟
جونگکوک:همه تو کلاب چیکار میکنن،منم همونکارو میکردم
تهیونگ:همه تو کلاب خیلی کارا میکنن مثل مصرف الکل،مصرف مواد،شرطبندی و از همه مهم تر برقراری راب-
خواست ادامه بده که جونگکوک رفت سمتش،فاصله رو به صفر رسوند و انگشت اشاره اش رو گذاشت زیر چونه ی تهیونگ و سرش رو اورد بالا و بوسه ای زد به لباش.نمیدونست چیشد که اونکارو کرد ولی انگار خیلیم از کارش پشیمون نبود.از هم جدا شدن و بهم نگاه کردن و جونگکوک گفت:
جونگکوک:من به جز تو با کی رابطه برقرار کنم اخه ببر کوچولو
و بعد دوباره بوسه ای به لباش زد و این بوسه ها به جاهای باریک کشیده شد.
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴ساعت ۱۱ و ۱۹ دقیقه صبح_تهیونگ:با اذیت شدن چشمم توسط نو...

پارت ۵۳ روز بعد_ساعت ۶ و ۴۳ دقیقه عصر_نویسنده "کارن":۳ روز ا...

پارت ۲۱۲ سال بعد_ سال ۲۰۲۶_نویسنده "کارن":۱۲ سال گذشته بود ا...

پارت ۱سال ۲۰۱۴_ساعت ۷ و ۴۳ دقیقه صبح_تهیونگ:بالاخره تصمیم رو...

مخملیPart 39یونگی- نه عزیزم جذاب تر و خوردنی تر شدی آدم پیشت...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p50سون ته بلند شد و لبخند کج معروفش رو زد:« چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط