{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز,

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز,
دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند...
ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین,
بعد از آن با خونِ هفتاد و دو تن امضا کند...
دیدگاه ها (۷)

بسته شد چشمش، ولي لب باز شد... آخرين نجواي شه آغاز شد... ك...

ماه در خون شناورم، قاسم... یادگار برادرم، قاسم... کم بزن دست...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست به تن این همه سردار سری ...

چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم نیزه در نیزه غریبانه تنت را ...

خیز و توافقی کن، تغییر ده فضا راهرکس مخالفت کرد، فوری بِبُر ...

BROKEN RULES | part 4از صبح، حس عجیبی همراه جونگ‌کوک بود.هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط