بلا نمی خواهی ..
بلا نمی خواهی ..
شنیده ام که دوباره مرا نمی خواهی
چه سنگدل شده ای ، آشنا نمی خواهی ؟
شکسته ام دل خود را به پای پیمانت
ولی مرا ز رقیبان ، جدا نمی خواهی
عصای دست تو هستم ، کمی مدارا کن
مگو که تازه جوانی ، عصا نمی خواهی
من آن بلای بزرگم که آمدم به سرت
همیشه گرم دعایی ، بلا نمیخواهی
نه گفته های دلت را به کوه می گویی
در انعکاس صدایت ، صدا نمی خواهی
دلت گرفته از این بی وفایی یاران
ز دوستان خطاگر ،، وفا نمی خواهی
اگر چه مردم این شهر خالی از لطف اند
مرا به جرم همانان چرا نمی خواهی ؟
جواد مهدی پور
@Drmahdipour1509
شنیده ام که دوباره مرا نمی خواهی
چه سنگدل شده ای ، آشنا نمی خواهی ؟
شکسته ام دل خود را به پای پیمانت
ولی مرا ز رقیبان ، جدا نمی خواهی
عصای دست تو هستم ، کمی مدارا کن
مگو که تازه جوانی ، عصا نمی خواهی
من آن بلای بزرگم که آمدم به سرت
همیشه گرم دعایی ، بلا نمیخواهی
نه گفته های دلت را به کوه می گویی
در انعکاس صدایت ، صدا نمی خواهی
دلت گرفته از این بی وفایی یاران
ز دوستان خطاگر ،، وفا نمی خواهی
اگر چه مردم این شهر خالی از لطف اند
مرا به جرم همانان چرا نمی خواهی ؟
جواد مهدی پور
@Drmahdipour1509
- ۱.۳k
- ۱۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط