زکات خوبرویی ..
زکات خوبرویی ..
ترتیب ابروهای تو مانند تیغ دشمن است
هر کس برایت دل دهد از چشم هایت ایمن است
آغاز کردی جنگ را بین من و چشمان خود
هر کس نباشد با تو ، او در جبهه ی اهریمن است
وقتی نگاهم می کنی با غمزه ها تک می زنی
من دست بالا می برم این نیز نوعی بردن است
در روز روشن گنج دل از سینه غارت می کنی
این شیوه هم در جنگ ها دزدی به روز روشن است
دار و ندار م را تو با افسون چشمت می بری
این هم که بیت المال را با حکم قاضی خوردن است
تعریف سیمای تو را آیینه روشن می کند
من عاجز از وصف تو می باشم ، زبانم الکن است
گاهی زکات خوبرویی بوسه از لب دادن است
سرمایه داری شیوه ی تدریجی از دل مردن است
جواد مهدی پور
@Drmahdipour1509
ترتیب ابروهای تو مانند تیغ دشمن است
هر کس برایت دل دهد از چشم هایت ایمن است
آغاز کردی جنگ را بین من و چشمان خود
هر کس نباشد با تو ، او در جبهه ی اهریمن است
وقتی نگاهم می کنی با غمزه ها تک می زنی
من دست بالا می برم این نیز نوعی بردن است
در روز روشن گنج دل از سینه غارت می کنی
این شیوه هم در جنگ ها دزدی به روز روشن است
دار و ندار م را تو با افسون چشمت می بری
این هم که بیت المال را با حکم قاضی خوردن است
تعریف سیمای تو را آیینه روشن می کند
من عاجز از وصف تو می باشم ، زبانم الکن است
گاهی زکات خوبرویی بوسه از لب دادن است
سرمایه داری شیوه ی تدریجی از دل مردن است
جواد مهدی پور
@Drmahdipour1509
- ۹۱۳
- ۱۵ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط