impssible dream -رویای محال
impssible dream -رویای محال
ep-9
فاطی هنوز با بکی در گیر بود که چانی رفت بالای صندلی و یه داد زد که همه توجه ها بهش جلب بشه و شروع به سخنرانی کرد
چانی:خب این دو تا مزاحم که میبینید قراره تا وقتی که خونه پیدا کنن اینجا بمونن این چشم رنگیه اسمش مریمه
اون یکی هم پانی
فاطی یه نگاه به من کرد و بعد بلند گفت:یا پانی کیه
چانیول:خب تویی دیگه
فاطی :کی گفته من پانیم
به من اشاره کرد و فاطی گفت:مریم، من پانیم
من:بابا چته حالا بعدا بهت میگم
پوفی کشید و رفت اخ نگاهی دوباره ب دلیل زدگیم انداختم نمیدونم چرا پوکر فیس شده بود شونه انداختم و رفتم توی اتاقی که چانیول گفته بود بمونید دروباز کردم:های پانی
-ببند
-چشم مای شیو
-احیانا... چیزی میخوای؟
-من؟؟نه
-چرا تو یچیزی میخوای ؟
-نه باو
-مواد میخوای؟
-هاا؟خب...
-خماری؟
رفتم تو بغل مای شیوم: میدی بممم؟؟
پرتم کرد از بغلش بیرون لندهور نباید بغلش میکردم ارزش بغل کردن من و نداشت: خب برو تو شریت تا بدم
-ایول جدیدا؟؟
-اوهومم ،یادته قبلاا من دزدکی میرفتم تو گوشیت فیکارو ور میداشتم
-تو همیشه یه دزد بودی و هستی
-بیشور
-کصافت
-خر
-الاغ
-گوساله
-خوک چشم درشت
-اااااااا
-کم اوردی
-چی؟
-نخودچی
-پیچ پیچ پیچی
-ارمپیچی
-حتما باید جوااب بدی؟؟
-اوهوممم
انگشت پانی اشتباهی خورد بهم اخمی کردم و انگشتم و زدم بهش
-حتماااا باید تلاافیی کنییی
-تو اول زدیی
-عمدی که نبود
-به هرحال دستت خورد بهم
-اووف برو موادت و بکش
پانی:
مریم رفت به خوندن فیک هونهانش منم دراز کشیدم رفتم توی گوشیم و وقتی گوشی باز شد ،میتونم قسم بخورم که ضربان قلبم از تریالد رد کرد جییییغ بکییی الان فقط چند اتاق فاصله داریم یه نگاه ب مریم کردم روی پهلو خوابید بود و ناخنش و میخورد و یه پاش و اورده بود بالا و تکون میداد مطمئن بودم این الان اون قسمتیه که لوهان فهمید سهون با کای داره خیانت میکنه هووف هنوزم فیک میخونه... رفتم زیر پتو و دستم و ارومم از زیر پتو بردم سمت چپ بالشتم و گوشیم و اوردم زیر پتو و رفتم توی سایت و دیدم ... اوههه اوههه قسمتتت جدیییدد انتیی لااووو وااایی... خب مگه چیه منم هنوز فیک میخونم واصلا زندگیست این فیک
ep-9
فاطی هنوز با بکی در گیر بود که چانی رفت بالای صندلی و یه داد زد که همه توجه ها بهش جلب بشه و شروع به سخنرانی کرد
چانی:خب این دو تا مزاحم که میبینید قراره تا وقتی که خونه پیدا کنن اینجا بمونن این چشم رنگیه اسمش مریمه
اون یکی هم پانی
فاطی یه نگاه به من کرد و بعد بلند گفت:یا پانی کیه
چانیول:خب تویی دیگه
فاطی :کی گفته من پانیم
به من اشاره کرد و فاطی گفت:مریم، من پانیم
من:بابا چته حالا بعدا بهت میگم
پوفی کشید و رفت اخ نگاهی دوباره ب دلیل زدگیم انداختم نمیدونم چرا پوکر فیس شده بود شونه انداختم و رفتم توی اتاقی که چانیول گفته بود بمونید دروباز کردم:های پانی
-ببند
-چشم مای شیو
-احیانا... چیزی میخوای؟
-من؟؟نه
-چرا تو یچیزی میخوای ؟
-نه باو
-مواد میخوای؟
-هاا؟خب...
-خماری؟
رفتم تو بغل مای شیوم: میدی بممم؟؟
پرتم کرد از بغلش بیرون لندهور نباید بغلش میکردم ارزش بغل کردن من و نداشت: خب برو تو شریت تا بدم
-ایول جدیدا؟؟
-اوهومم ،یادته قبلاا من دزدکی میرفتم تو گوشیت فیکارو ور میداشتم
-تو همیشه یه دزد بودی و هستی
-بیشور
-کصافت
-خر
-الاغ
-گوساله
-خوک چشم درشت
-اااااااا
-کم اوردی
-چی؟
-نخودچی
-پیچ پیچ پیچی
-ارمپیچی
-حتما باید جوااب بدی؟؟
-اوهوممم
انگشت پانی اشتباهی خورد بهم اخمی کردم و انگشتم و زدم بهش
-حتماااا باید تلاافیی کنییی
-تو اول زدیی
-عمدی که نبود
-به هرحال دستت خورد بهم
-اووف برو موادت و بکش
پانی:
مریم رفت به خوندن فیک هونهانش منم دراز کشیدم رفتم توی گوشیم و وقتی گوشی باز شد ،میتونم قسم بخورم که ضربان قلبم از تریالد رد کرد جییییغ بکییی الان فقط چند اتاق فاصله داریم یه نگاه ب مریم کردم روی پهلو خوابید بود و ناخنش و میخورد و یه پاش و اورده بود بالا و تکون میداد مطمئن بودم این الان اون قسمتیه که لوهان فهمید سهون با کای داره خیانت میکنه هووف هنوزم فیک میخونه... رفتم زیر پتو و دستم و ارومم از زیر پتو بردم سمت چپ بالشتم و گوشیم و اوردم زیر پتو و رفتم توی سایت و دیدم ... اوههه اوههه قسمتتت جدیییدد انتیی لااووو وااایی... خب مگه چیه منم هنوز فیک میخونم واصلا زندگیست این فیک
- ۲.۳k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط