My violent mafia

My violent mafia
season1
Part12
صبح روز بعدـــ..
ویو. ا.ت: صبح ساعتای 11:20دیقه از خواب پاشدم و وعضیتم خیلی خراب بود موهام کلا کیف و چرب بودن و لباسام هم از دیروز تنم بود
بخاطر همین رفتم حموم و بعد20مین برگستم رفتم سرویس و صورتمو شستم و لباسمو عوض کردم ی تاب تنک صورتیه پاستیلی
و شلوارت کوتاه تا رون پاهام پوشیدم و اومدم پایین رفتم سمت آشپز خونه و روی میز غذا خوری نشستم صبحونمو خوردم و یادم افتاد که باید پانسمان جونگ کوک و عوض کنم
رفتم بالا و بدون در زدن رفتم داخل و دیدم جونگ کوک رو ی تخت و تیشرت و شلوارک تنش بود
کوک: راحت باش رفته بودم حموم
ا.ت خب اومده بودم پانسمانتو عوض کنم
کوک: منم منتظرت بودم
ا.ت: خب دراز بکش رو تخت
کوک: باشه
ویو ا.ت
اروم رفتم سمت تخت نشستم روی تخت اروم لباس کوک و در اوردم و پانسمانش وبرداشتم
تا پماد و زدم جیغش هوا رفت
کوک: اروم
ا.ت: ببخشید تموم شده ویسا
اروم پماد و زدم و پنسمانش کردم و تا خاستم برم بیرین کوک دستمو گرفت منو و روی خودش انداخت
ضربان قلبم رفت بالا و خیلی ترسیدم
اروم از کمرم گرفت و منو کشید بالا و صورتشو بهم نزدیک کرد و گفت
کوک: چند روز دیش نشد ولی الان موقیتش هست
ا.ت: لطفا این کارو نکن
کوک: چرا نکنم اونوقط
ا.ت: ام چیزه
که ی دفعه لبشو کوبوند به لبم ولی مک نمیزد همون جوری نگه داشته بود و تکون نمیخورد یکم خودمو کشیدم عقب و لبامون از هم جدا شد خودش پاشد و منو روی پای خودش نشوند
کوک: ا.ت من نمیخام بهت صدمه بزنم
شاید من دوست داشته باشم (با خنده ی شیطانی) بعدشم من مافیا هستم درسته پس هرکاری بخام میتونم بکنم
ا.ت: خب باشه فقط ولم کن میخام برم
کوک: نه خیر امشب همین جا میخابی
ا.ت: خب الان که شب نیس
کوک: خب باشه برو ولی شب که برای پانسمانم اومدی دیگه از اتاق نمیری بیرون
ا.ت: با.. با.. باشه
کوک: افرین حالا اول بوسم کن
ا.ت: چی نه من گفتم فقط پیشت میخابم همین
کوک: اگر بوسم نکنی شب سختی رو میگذرونی
ا.ت: نه خیر اینکارو نمیکنم
کوک: باشه پس فردا قراره کلی خوش بگذره خدافظ برو بیرون
ا.ت: مسخره خدافظ
کوک: خدافظ خوشگلم
ویو ا.ت
آروم اومد بیرون و درو بستم انقدر خوشحال بودم که نگو باورم نمیشد کوک منو بوسید
میخاستم همراهیش کنم ولی ترسیدم خیلی تند بره ولی اگر فردا اتفاقی برام بی افته چی؟
ای خدا ریدم باید هر جوری شده از دستش در برم
اهان فهمیدم زنگ میزنم یونا تا بیاد اینجا اخجون...

ادامه دارد...
شرط: 15لایک
دیدگاه ها (۳)

My violent mafiaseason1Part13رفتم اتاق و لم دادم رو تخت و زن...

My violent mafiaseason1Part14یکم تو اینستا چرخیدم که ی دفعه ...

My violent mafiaseason1Part11آروم رفتم پایین و با چیزی که مو...

My violent mafiaseason۱Part۱۱رفتم تو اتاقم خب حقم داشتم چون ...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط