{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر بهش گفت: این هزار تا چسب زخم را بفروش تا برات کفش بخر

پدر بهش گفت: این هزار تا چسب زخم را بفروش تا برات کفش بخرم ..... نشست و با خودش فکر کرد , یعنی باید آرزو کنم هزار نفر , یه جاشون زخم بشه تا من کفش بخرم .... ولش کن , همین خوبه ,,,............ درود بر قلبهای پاک و مهربون
دیدگاه ها (۲)

همه پز مخاطب خاصشون رو میدن , ما هم گفتیم پزش رو بدیم : مخاط...

انتخاب با توست .... میتوانی بگویی : صبح بخیر خدا جان ..........

میخوام دعا کنم نه برای خودم , برای دوستای مجازیم .... که بعض...

شیطان موجودی است که حرفش را با دل و جان گوش داده و عمل میکنی...

ویو جونگکوک بالاخره اون پلاگ فاکی برداشته شد و بخاطر فشار ها...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط