{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیایه عشق P:44

مافیایه عشق P:44
فلیکس:من...خب...میشه از دستم عصبانی نشی ...خب من الان نمیتونم همه چی رو بهشون بگم پس لطفا همراهیم کن و...لطفا باهاشون مهربون باش همون جوری که با من مهربونی
هیونجین داخلش گردنم پوزخندی زد
هیونجین: باش همراهیت میکنم ولی میدونی که تاوانش رو باید پس بدی...
فلیکس وسط خرفش پرید و کمی هیونجین رو هل داد و از خودش جدا کرد و اخم ریزی کرد و با عصبانیت نگاهش کرد
فلیکس: اخه چرا ازت هر کاری میخوام که برام انجام بدی باید با بدنم پرداخت کنم
هیونجین نمیدونست الان باید از کیوتی این پسر بخندد یا از حرفی که زده دعواش کنه
هیونجین: لیکسی وسط حرفم نپر ...خب داشتم میگفتم من نمیتونم باهاشون مهربون باشم
اخم های فلیکس شدت گرفت
فلیکس: چرا ،همونجوری که با منی با اون ها هم باش
هیونجین:تو فرق داری
فلیکس: چه فرقی
هیونجین: تو خاصی خیلی خاص
عصبانیت فلیکس جاش رو به خجالت داد صورتش سرخ شد کمی سرش رو پایین انداخت که هیونجین لبخندی زد دستش رو زیر چونه اش برد و سرش رو بلند کرد
هیونجین: هیچوقت نگاهت رو ازم نگیر هیچوقت
کمی نزدیک رفت وقتی از فلیکس عکس‌العملی برای عقب کشیدن ندید پوزخندی زد و لیسی به لب فلیکس زد و بوسه ارومی روش گذاشت و وقتی با چشمای بسته فلیکس رو به رو شد پوزخندی زد و لبهاش ها کامل وارد دهنش کرد و مکید که فلیکس ناله ی ارومی کرد و دستش رو روی شونه اش گذاشت و این برای هیونجین یک تشویق بود که بوسه رو عمیق تر کنه تا وقتی که فلیکس نفس کم اورد و ضربه ای به شونه اش زد ولی هیونجین قصد جدایی نداشت که فلیکس هلش داد و ازش جدا شد هر دو نفس نفس میزدن هیونجین دستش رو روی گونه اش گذاشت و پیشونی اش رو به بیشونی فلیکس چسبوند
هیونجین: لعنتی، چرا ازت سیر نمیشم
فلیکس خنده ارومی کرد و با شوخی‌ گفت
فلیکس: چون من خاصم
هیونجین لبخندی زد و دوباره بوسه ارومی روی لبهایش گذاشت
هیونجین: اینقدر شیرین زبونی نکن
فلیکس: اگر بکنم چی؟میخواهی چه کار کنی؟
هیونجین سرش رو داخل گردنش برد
هیونجین: میخورمت
و گازی گرفت که فلیکس ناله ی از درد کرد
فلیکس: اههه...دردم گرفت
هیونجین: منم همین رو میخواستم
فلیکس اخمی کرد
فلیکس: بدجنس
هیونجین: بدجنس؟اوه بیبی تو هنوز ندیدی...
#فیک #استری_کیدز #هیونجین #هوانگ_هیونجین #فلیکس #لی_فلیکس #استریکیدز #هیونلیکس
دیدگاه ها (۱۸)

مافیایه عشق P:43دور هم نشسته بودیم هیونجین رفته بود بالا گفت...

مافیایه عشق P: 42الان چند دقیقه ای بود که داخل مهمانخانه روی...

مافیایه عشق P:30هیونجین زیادی بزرگ بود مطمئن بود نمیتونه کلش...

مافیایه عشق P:29فلیکس تقلا ای کرد ولی زورش در برابر هیونجین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط