{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن‌جا که تویی، غم نبود، رنج و بلا هم

آن‌جا که تویی، غم نبود، رنج و بلا هم
مستی نبود، دل نبود، شور و نوا هم

این‌جا که منم، حسرت از اندازه فزونست
خود دانی و، من دانم و، این خلق خدا هم

#رحیم_معینی_کرمانشاهی
دیدگاه ها (۱۳)

عاشقانه های شبنم

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی؟ بلند می پرم اما، نه آن هو...

خدایا تو خود این وجود مرا سراسر همه تار و پود مرابه عشق و به...

♨️ مستی بدون شراب‼️⚠️ در آخرالزمان گروهی به خاطر ثروت و امکا...

دلم دوست داشتنے مےخواهدانحصارے ...از آن‌ها ڪہ فقط سهم دل یڪ ...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

«قهرِ دکترینِ حَد: ترازِ پولادینِ بهرام محمدی علیه مافیایِ غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط