{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زشتیها را دیدهام اما آنها را ننگریستهام به عزرائ

من زشتی‌ها را دیده‌ام، امّا آنها را ننگریسته‌ام. به عزرائیل نمی‌اندیشم، به او افتخار خواهم داد که به من بیندیشد. و به او خواهم گفت تو پاداش من هستی، نه پایان من، چرا که مرگ برایم رهایی نیست، آغاز دیگری است.

✍🏽
دیدگاه ها (۱۰)

ولی این قشنگرین دعایی بود که خوندم : خدایا برای هیچ اتفاقی گ...

برندِ آدم ؛شخصیت ، اصالت ، ادب ، خوش قلبی و تعهده .

پارت ۱موضوع:جلسه ی مرگ خوارانسال هفتما/ت=+ دریکو=&هوا مه آلو...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط