آمدم امشب که سیمای تو نقاشی کنم
آمدم امشب که سیمای تو نقاشی کنم
بر دو چشم مست تو با دل غزل پاشی کنم
آمدم تا گیرمت مستانه در آغوش شعر
محفل گرمت پر از شعر و شکر پاشی کنم
در حریم قبله ات راهی به دل پیدا کنم
خانه عشقت به شعر مولوی کاشی کنم
بوسه کارم بی شماران در نگاهت دم به دم
در شب میخانه چشم تو عیاشی کنم
با تو باشم در کنار ساحل شعر و غزل
باغ چشمان تو را بر دیده نقاشی کنم
گل بیارم دسته دسته تا کنم فرش رهت
جان فدای تو هر جا که می باشی کنم
رنگ باران صدایت همه سرسبز بود
هان بیا تا دهنت شهد و عسل پاشی کنم
بر دو چشم مست تو با دل غزل پاشی کنم
آمدم تا گیرمت مستانه در آغوش شعر
محفل گرمت پر از شعر و شکر پاشی کنم
در حریم قبله ات راهی به دل پیدا کنم
خانه عشقت به شعر مولوی کاشی کنم
بوسه کارم بی شماران در نگاهت دم به دم
در شب میخانه چشم تو عیاشی کنم
با تو باشم در کنار ساحل شعر و غزل
باغ چشمان تو را بر دیده نقاشی کنم
گل بیارم دسته دسته تا کنم فرش رهت
جان فدای تو هر جا که می باشی کنم
رنگ باران صدایت همه سرسبز بود
هان بیا تا دهنت شهد و عسل پاشی کنم
- ۲.۳k
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط