{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«به آیینه نگاه کن»

«به آیینه نگاه کن»
رهوار ره عشق بجز یار ندیدم
نادان بدم از خار در این باغ دگر هیچ ندیدم
***
باغی که در آن بود خدا سرور و سالار
دلداده بدم جز می و معشوق ندیدم
***
از کار جهان ما که نبودیم خبردار
جز دخل و دخالت ، و فنا هیچ ندیدم
***
هیچی بدم از عشق تو کردم به جهان روی
فتبارک که در این بزم به جز عشق ندیدم
***
ای دلبر و دلدارخبر از وصل خدای آر
باشد که در این چاه عمیق هیچ ندیدم
***
صبرم بده و کار من از خلق جدا کن
زنهار که در این هیچ دگر هیچ ندیدم
*******************************
سروده ای از:«مجتبی محبی زاده»
#مجتبی محبی زاده
دیدگاه ها (۲)

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شوو اندر دل آتش درآ پروان...

باید که جمله جان شویتا لایق جانان شوی

بدانیم که از چه نسلی هستیم رفتارمان و پوشش مان و طرز فکرمان...

قدر بدانیم و جای اینکه همیشه به قشر پودار جامعه چشم بدوزیم،ک...

خم فراغ تو دهد باز کردشب شد و سوختن اغاز کرداخر این شام سحر ...

آلاء شریفیان

آویز خاص

در سرزمین عشق تو سامان عالمیجان حسین فاطمه جانان عالمیارباب ...

مطلع شعر من از عشق تو حیران شده استبیت در بیت دلم بی سر و سا...

**آرزوها**در میان سر و صدا و عجله، آرامشی را که در سکوت وجود...

🗣 Hamed Zamani🎵 Delaram#HamedZamaniبخت باز آید از آن در که...

اهل جبر جمله مقیم دوزخند گور هائی قبل مردن می خرند

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط