{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند او

ادم فضایی تنها تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند اونقدر از کتابی که خونده بود ترسیده بود که رنگش سبز کبود شده بود.
نفس عمیقی کشید کتابو گذاشت روی میز کنارش وپتوروتاروی سرش بالا کشید همونطور که از ترس میلرزید سعی میکرد به خودش دلداری بده
ادم فضایی همش با صدای لرزون با خودش تکرار میکرد:

[ نه انسان ها واقعیت ندارند]
دیدگاه ها (۵)

قاب موبایلم 😻 😻 😻 امیر تتلوamirtataloo

😻 😻 😻 😻 😻 اینم لباسش😻 😻 امیر تتلوamirtataloo

ادم فضایی👽 👽 ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ 😻

تصویر زمینم👽 👽 😻 😻

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁰²امیلی در ا لح...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟧 یونگی چش شده بود؟ کلا دو روز کمتر ...

پارت ۳۶برای چند ثانیه کامل یخ زدم.گوشی هنوز کنار گوشم بود…ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط