{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تــــــــــــو چـــــــه می دانــی ؟؟؟؟؟

تــــــــــــو چـــــــه می دانــی ؟؟؟؟؟
شَــــب که می شـــــود
گلویَـــم پُــر می شــود
پر از یک بُـغـض ِِ سَنگیـــن . . .
بُـغضی که نـــاخواسته می ترکَـــد !!!!!!
و چشمــــــــانم را پــــــــــاک
بــارانی می کنــد و امـــــا دلــم،
دلــم پُـر می شـــود از درد
دردهـایی پُـر از حــــرف
حـرف هــایی مملـوء از سکـــــــوت
حرف هایی که یک بــاره در دلـم فَوَران می کننـد
و روی این دیــــوار ِِ مَـجــازی
آرامــــــــــ می گیرنــــــــد .....
دیدگاه ها (۲)

┄┅❀༺⃟🌙⸙شب که می‌شود، انگار دنیا کمی آرام‌تر نفس می‌کشد. سکوت...

دوست داشتن که تمام نمی‌شود؛فقط گاهی به دلتنگی تبدیل می‌شود.....

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

وقتی دلت تنگ می‌شود،بغضی آرام گوشه‌ی گلویت خانه می‌کندو تو ف...

عاشقانه های شبنم

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

خاطراتِ معلق در نور

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط