{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده‌ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می‌گردد؟
هیچ!!!
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره‌ها می‌ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
.
سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۵)

آب جوشی که سیب زمینی را نرم می‌کند،همان آب جوشی است که تخم م...

ساقی به دست باش که این مست می پرستچون خم ز پا نشست و هنوزش خ...

عشق ها می میرند. رنگ ها رنگ دگر می گیرند .

هستی همواره در پی جبران نیکی های توست.هرچه ببخشی هزاران براب...

بررسی شعر:«رفتگان» از (تس) احضار غایبانبخش دومــــــــــــــ...

امروز تولد من است؛ اما راستش را بخواهید، این روزها تولد هم ...

گاهی فکر می‌کنم نیازی به اثبات جهانِ پس از مرگ نیست؛ نیازی ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط