{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی آهسته بر در زد!!!

کسی آهسته بر در زد!!!
صدای ضربه ی دستش به گوشم آشنا آمد،


دلم در سینه پرپر زد،
گشودم در،
به چشمم چهره اش بی اعتنا آمد،
نگاهی کرد و لبخندی زد و آهسته ترکم کرد!!!


کسی آهسته بر در زد!!!
دلم در سینه پرپر زد،
ولی این بار قاصد بود،


برایم نامه ای آورد از آن سرخورده ی مغموم،
به چشمم آشنا آمد، خطی از روی دلتنگی،
نوشت: افسوس!!


اگر از من بدی سرزد،
بجایش بر سرم از هر کجا صدها بلا آمد...
دیدگاه ها (۲)

#تقدیم-ب-دوستان-عزیز-و-گلحروف اسمتون رو بردارید ببینید چه شع...

دردناک است که عاشق به مرادش نرسددر پی یار شود پیر و به یارش ...

جریمه کرده ای مرا؟ بی تو نفس نمیکشم!تَرکه بزن!جریمه کُن!...

ما معمولیها همیشه در حاشیه ایم...نه کسی احوال دلمان را میپرس...

## راوی: میتسوریاوبانای چند لحظه ساکت ماند. نگاهش را از روی...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۳: خانه‌ای که هنوز بوی امنیت می‌دهددرِ خا...

《검은 마음》ادامه پارت دوم.اما برای امیلی، همان یک ثانیه کافی بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط