تو عروسی کنار یه دختری نشسته بودم خیلی غلیظ ارایش کرده بو
تو عروسی کنار یه دختری نشسته بودم خیلی غلیظ ارایش کرده بود خصوصا ابروهاشو خیلی تمیز دراورده بود..بهش گفتم شوهرت بت گیر نمیده اینقد ارایش میکنی؟؟
یه نگاه بدی بهم انداخت بعد بلند شد رفت بغل مامانش گریه کرد..!!!
یهو دیدم مامانش میگه:عب نداره سپهر جان گریه نکن..!!!!!!
یا خداااااا چه دوره ای شده..!!
خخخخخخ!
یه نگاه بدی بهم انداخت بعد بلند شد رفت بغل مامانش گریه کرد..!!!
یهو دیدم مامانش میگه:عب نداره سپهر جان گریه نکن..!!!!!!
یا خداااااا چه دوره ای شده..!!
خخخخخخ!
- ۴.۴k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط