{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاهد بوده‌ای:

شاهد بوده‌ای:
لحظه‌ی تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟
و آبی که پیش از آن
چه حریصانه و ابلهانه می‌نوشد پرنده؟
تو آن لحظه‌ای!
تو آن تیغی!
تو آن آبی!
من آن پرنده بودم ...
دیدگاه ها (۴۰)

‍ حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی وقت رفتن استباز ...

عاشقانه های شبنم

حرف های ما هنوز ناتمام...تا نگاه می‌کنی:وقت رفتن استباز هم ه...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

به عقربه ها بگو بایستند من به جایشان میگردم هزار بار دور آن ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

با تو شب دیدنی تر است ای ماه منلحظه هایی که با تو سپری می شو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p85«آشپزخونه هر روز از اینجا سبزی می‌بره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط