{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاهد بوده‌ای:

شاهد بوده‌ای:
لحظه‌ی تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟
و آبی که پیش از آن
چه حریصانه و ابلهانه می‌نوشد پرنده؟
تو آن لحظه‌ای!
تو آن تیغی!
تو آن آبی!
من آن پرنده بودم ...
دیدگاه ها (۴۰)

نه در خیالِ تواَمنه در کنارِ خودمخسته‌ام، نمی‌دانمعاشقم، نمی...

#نگاهم کرد و گفت: کم آوردی نه؟گفتم معلوم نیست؟گفت شاید.گفتم ...

دیشب به خیالم به لبت بوسه زدم.صبح شد!نفسم عطر تـو دارد،هنـوز...

ترمه: من خیلی خسته امبهنود: از؟ترمه: از همه چیزای خسته کننده...

.داود بن فرقد می‌گوید:من در خانه حضرت صادق علیه السلام نشسته...

بر لبه‌ی صخر با تو به رقص برخاستمچونان پرنده‌ای که در بی‌پرو...

سم آلتمن: به تیک‌تاک معتاد شده بودم و حذفش کردممدیرعامل شرکت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط