{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش همسرم بودی

کاش همسرم بودی

و در آشپزخانه ی کوچکمان 

غذا کمی می سوخت شیر سر می رفت

یک بشقاب چینی می شکست

یک لیوان کریستال هم

از همان فرانسوی های اصل!

ومن مثل مردهای قدیمی داد می زدم 

حواست کجاست خانوم!؟

و تو آرام و با لبخند می گفتی 

به تو آقا
دیدگاه ها (۰)

{استاد جدید} پارت چهارم... ات بعد از کلاس مستقیم به خانه برگ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۹ | «آشپزخانه دوباره به ج...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

p21جنا از زیرزمین بالا آمد و نامه را در ذهنش مرور می‌کرد.سوی...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏صبح با صدای باران شروع شده ...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۹«قولی برای همیشه»سه ماه گذشته بود.بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط