{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش همسرم بودی

کاش همسرم بودی

و در آشپزخانه ی کوچکمان 

غذا کمی می سوخت شیر سر می رفت

یک بشقاب چینی می شکست

یک لیوان کریستال هم

از همان فرانسوی های اصل!

ومن مثل مردهای قدیمی داد می زدم 

حواست کجاست خانوم!؟

و تو آرام و با لبخند می گفتی 

به تو آقا
دیدگاه ها (۰)

گفتم دکتر...قلبم تند تند میزندرنگم می پرطشرشر عرق میریزمو گا...

خسته امخیلی خسته!به من جایی بدهیدمی خواهم بخوابم،یک تخت خالی...

زمستان سختی پیش روست...خوب میدانم؛  و این بوسه های گرم"مبادا...

یکبار هم به من گفت: "عزیزترینم"تا آن زمان هیچ واژه ای، نتوان...

رها شده

رمان: درد عشــقبارون می بارید و رعد برق باعث لرزیدن پنحره می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط