{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تب کرده ام

تب کرده ام
خوب میدانم که از دوری تو هست.شده ام مثل خودت که از دوری من تب میکنی...کجاست مرهم دستانت روی پیشانی من...دلم نفس هایت را میخواهد که نفس بکشم...شد کمی از چشمهایت را بفرست که محتاج آنم..
جانم فدایت بانوی مهربانم..
دیدگاه ها (۱)

دردت به جانم...همه امید من...خوبم تو که خوب باشی,,دلم هوایت ...

عزیز دلم خوبم...ماه من.زیبای من..خوبم.چون ترا دارمساده بگویم...

ﺑﻪ ﻣﻦ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﻦ !ﻣﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺘﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺍﻣﻨﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ...

دیشب هم مثل هر شب خوابت را دیدم..تمام تنم عطر نفس هایت را گر...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.برای چند لحظه فقط...

اب گرم بدنم را نوازش می‌کرد ، دیگر جایی نمانده که او ندیده ب...

یکسال سال گذشت ، عمر کمی نیست !برای تو که دیگر نخواهم نوشت ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط