{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت کمر فکرم را شکست.....خسته ام.....از تظاهر به خندیدن،

سکوت کمر فکرم را شکست.....خسته ام.....از تظاهر به خندیدن،به بودن،به صبر،به ایستادگی،،کاش میشد به عزراییل رشوه داد،اینجا!!در این زمین خاکی،پر است از آدم هایی که مرا نمی فهمند و فقط ترجمه ام میکنند آن هم به زبان خودشان،خسته ام.........
دیدگاه ها (۱)

شیشه ناز احساس مرا دست نزن،چندشم می شود از لک انگشت دروغ،ان ...

کاشکی یکی بود......که فقط با یکی بود.در دسترس بودنت دیگر برا...

ماشین که قطعا مال خودشه،ولی دمپایی رو شک دارم.......

بنظرتون ایشون موفق می شه که عکسو ظاهر کنه.......

پارت ۲۷سرمای دیوار از پشت به کتف و سرش وارد میشد و از جلو تو...

𝒩𝘢𝘯𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : ℬ𝘦𝘵𝘸𝘦𝘦𝘯 𝒞𝘳𝘰𝘸𝘯 𝒜𝘯𝘥 ℋ𝘦𝘢𝘳𝘵𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟕مهم نبود چه اتفا...

داستان:مهر خدایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط