{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستی

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستی
همه را دارم و اما تو که یارم نیستی

سهم من بودن تو در نظرِ هر روزم
چه کنم با دلِ سنگٓت، پیِ کارم نیستی

آسمان دلِ من با رخِ تو روشن بود
حالی، مهتابِ دلم، در شبِ تارم نیستی

عشق تو حبس نموده دلِ من در قفسی
من ولی پای طنابم، دمِ دارم نیستی

من دیوانه به عشقت دل و دینم دادم
آه و حسرت که به فکرِ دلِ زارم نیستی...
دیدگاه ها (۴)

تن داده ام در این نبرد از پا بیفتمحتی اگر از چشم خیلی ها بیف...

به امید دیدنت خدا خداخواهم کردخواب و بیدار تو را بازصدا خواه...

در خیالم خنده هایت خودنمایی میکندچشم تو در مسجد قلبم خدایی م...

عاشق شده ام حال و هوایم خوبست درد است ولی درد برایم خوبست آر...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط