عمارت مافیا ✨️🍷
عمارت مافیا ✨️🍷
قسمت ⁵
ساعت ¹⁰ صبح
دیدگاه جونگکوک:
از خواب بلند شدم صورت شستم و مسواک زدم اومدم بیرون از اتاق و یواشکی درو باز کردم دیدم نیلسو داشت لباسش رو عوض میکرد خشکم زد
اولین بار بود لخت دیدمش یه شرت صورتی و سوتین صورتی تو شک موندم خیلی تو تنش تحریک آمیز شده بود
نیلسو : گمشو از اتاقم بیرون
جونگکوک : نه
نیلسو : دارم لباس عوض میکنم گمشوو [داد]
جونگکوک : باشه بیا پایین صبحونه
نیلسو : گم شو
دیدگاه داستان :
نیلسو داشتم میرفت پایین که....
دیدگاه نیلسو :
داشتم میرفتم پایین یهو جونگکوک منو کشید تو اتاق و دستم را بالا گرفت و اون یکی دستش رو در کمرم گرفت و شروع کرد به بوسیدنم
نیلسو : جونگکوک نه بوس ....
جونگکوک : میخواستی اون لباست رو نپوشی اون شب [منظورش لباس خواب سیاه عه]
نیلسو : آه.. جونگکوک من اون شب همین طوری پوشیدم نمیدونستم ..
دیدگاه داستان :
نیلسو دستش رو روی سینه جونگکوک کنار زد و رفت پایین
بچها فقط بوسش کرد چیز های دیگه مونده
قسمت ⁵
ساعت ¹⁰ صبح
دیدگاه جونگکوک:
از خواب بلند شدم صورت شستم و مسواک زدم اومدم بیرون از اتاق و یواشکی درو باز کردم دیدم نیلسو داشت لباسش رو عوض میکرد خشکم زد
اولین بار بود لخت دیدمش یه شرت صورتی و سوتین صورتی تو شک موندم خیلی تو تنش تحریک آمیز شده بود
نیلسو : گمشو از اتاقم بیرون
جونگکوک : نه
نیلسو : دارم لباس عوض میکنم گمشوو [داد]
جونگکوک : باشه بیا پایین صبحونه
نیلسو : گم شو
دیدگاه داستان :
نیلسو داشتم میرفت پایین که....
دیدگاه نیلسو :
داشتم میرفتم پایین یهو جونگکوک منو کشید تو اتاق و دستم را بالا گرفت و اون یکی دستش رو در کمرم گرفت و شروع کرد به بوسیدنم
نیلسو : جونگکوک نه بوس ....
جونگکوک : میخواستی اون لباست رو نپوشی اون شب [منظورش لباس خواب سیاه عه]
نیلسو : آه.. جونگکوک من اون شب همین طوری پوشیدم نمیدونستم ..
دیدگاه داستان :
نیلسو دستش رو روی سینه جونگکوک کنار زد و رفت پایین
بچها فقط بوسش کرد چیز های دیگه مونده
- ۲۷۰
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط