{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سرم یاد تو افتاد و دلم ریخت به هم

به سرم یاد تو افتاد و دلم ریخت به هم
همه، تکرار تو کردم، همه ام ریخت به هم

من و یاد تو به هم صحبتی هم مشغول 
خانه را همهمه صحبت هم ریخت به هم

به عطشناک ترین حالت صحبت با تو
آن قَدَر گفتم و گفتم که حَرَم ریخت به هم

تو که هستی که به هر شکل تجسّم کردم
دست بردم که به اندیشه رِسَم؛ ریخت به هم

ز غمت هر چه نوشتیم مرکّب پس داد
جوهر و آه من و اشک قلم ریخت به هم

چو ردیفی تو که در مصرع پایان غزل
آمدی، شعر من و شاعری ام ریخت به هم...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

خدا وقتی نخواهدعمر دنیا سر نخواهد شدگلوی خشک صحراییبه باران ...

مانند غـریـقی کــه پر از وحـشت آب است ،می گردم و دستم پی یک ...

برف بهاری هم اکنون...پشت دیوار همین کوچه به دارم بزنیدمن که ...

دلم برای کسی تنگ استکه آفتاب صداقت رابه میهمانی گلهای باغ می...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³ ات: والا منم نمی خ...

Investing with family | سرمایه گزاری با خانوادهPart oneکره ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط