واکسن

واکسن ؟



(شهربازی)
-خوب اول میخوای کدومو بریم
&نمی‌دونم
-بیا اول سوار این بشیم
& باشه
(چهار ساعت توی شهربازی وقت میگذرونن و بازی میکنم و میخندن و آخر شب میرن پیاده)
-خوشگلم
&بله
-امشبو دوست داشتی بهت خوش گذشت؟
&اره خیلی ممنونم داداش
-خواهش میکنم عسلم (دستشو میگیره)
&داداشی
-جونم
& میتونم ازتون یه سوال بپرسم
-اوهم بپرس
&شما اولین بازی که منو دیدین چه حسی داشتین
-خوب وقتی تو به دنیا اومدی من تور داشتم توی کره نبودم اما وقتی بعد یه ماه اومدم کره و اومدم تا ترو ببینم اون لحظه ی که مامان ترو داد بغلم احساس کردم خوشبخت ترینم فرد روی زمینم خیلی حس خوبی داشتم
&واقعا
-اره عشقم تو با اومدنت دنیا رو برام زیبا تر کردی
&(با لبخند بهش نگاه می‌کنه)
-می‌دونستی خیلی خوشگلی
&(خجالت می‌کشه)
-خیلی کیوتی
&(بدنش که کوچولو می‌لرزه)
-اوووو چی شد سردته
&اره یه کم
-وایسا (ژاکتش رو در میاره و خم میشه و میندازه رو شونه ی میونگ و کمکش می‌کنه بپوشه و ژیپرش رو بزاش می‌بنده )
&اما داداش خودتون چی
-من سردم نیست
&مطمنعین؟
-اره خوشگلم
& باشه ممنونم
-خواهش میکنم فندوقم
&ولی داداش برا من خیلی بزرگه ها(خنده)
-اره توش گم شدی
&اوم داداش
-جونم
&میگم کجا میریم
-هیچی همینطوری داریم راه میریم
&من خسته شدم میشه یکم بشینیم
-حتما خوشگلم (میشینه رو صندلی و میونگم می‌زاره تو بغلش)
&وای چقدر سئول از این بالا خوشگله
-اره خیلی باحاله
&داداشی خیلی دوست دارم (سرشو می‌زاره رو گردنش و لُپشو میبوسه)
-منم همینطور فسقلی(پیشونیشو میبوسه )
&داداش
-جونم



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۸)

واکسن؟&یه چیزی بگم -بگو عزیزم(با موهاش بازی می‌کنه)&من هنوزم...

واکسن؟(خونه)&اخیش چقدر خونه حس خوبی میده -اوم اره یه حس راحت...

واکسن؟ویو میونگ:با احساس سنگینی روی پلکام بلند شدم دیدم دادا...

واکسن؟-هی هی آروم باش میونگ میونگم ببینمت(بغلش می‌کنه)&اما م...

کاش براتوم مهم بودم

part18🦋//خونه-نارا خیس آبی برو لباساتو عوض کن بیا پایین برات...

part14🦋‌ //چند ساعت بعدنامجون«با سنگینی روی پلکام بیدار شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط