واکسن

واکسن؟


ویو میونگ:
با احساس سنگینی روی پلکام بلند شدم دیدم داداش هنوز خوابه آروم رفتم و بغلش کردم و صورتشو بوسیدم که دیدم چشماشو باز کرد
-پرنسسم
&بیدار شدی داداشی
-اره عشقم (میشینه و میونگ رو بغل می‌کنه)
&(سرشو تکیه میده به سینش)
-خوشگلم
&بله
-میخوای امروز بریم شهربازی
&واقعا(سرشو برمیداره و ذوق زده میگه)
-اره فندوقم
&خیلی دوست دارم آخه من تا حالا نرفتم
-چی واقعا
&اره همیشه مامان بابا سرشون شلوغه واسه همین تا حالا منو نبردن
-اییی اگه میدونستم زودتر از اینجا میبردمت اما حالا هم دیر نشده
&اوم فقط کی میریم
-عصر
&باشه
(فلش بک به پنج عصر)
-میونگ
& بله داداش
-برو آماده شو بیا
&چشم
-خوب آماده شدی داداشی
&اره
-اووو پرنسس من چقدر خوشگل شده
&مرسی داداشی توم خیلی خوشتیپ شدی
-مرسی قشنگم خوب بیا بغلم بریم دیگه
&بریم(رفت تو بغلش)
-خوب آهان آفرین بشین وایسا کمربندتم ببندم خیلی خوب بریم دیگه
&بریم
-دستات چه خوشگله هم قشنگن هم کوچولو می‌خوام بخورمش
&(می‌خنده)
-(دستاشو محکم میگیره)میونگ چرا دستات سردن
&نمی‌دونم
-الان گرم میشن (دستاشو نوازش می‌کنه و تو کل راه ولش نمیکنه)



ادامه دارد...





اسلاید اول لباس تهیونگ✨
اسلاید دوم لباس میونگ🫠
دیدگاه ها (۱۷)

واکسن ؟(شهربازی)-خوب اول میخوای کدومو بریم&نمی‌دونم-بیا اول ...

واکسن؟&یه چیزی بگم -بگو عزیزم(با موهاش بازی می‌کنه)&من هنوزم...

واکسن؟-هی هی آروم باش میونگ میونگم ببینمت(بغلش می‌کنه)&اما م...

واکسن؟-چه جالب&داداش-جونم&حالا این تابلو رو چیکارش کنیم -میب...

part25🦋&داداش-خوشگلم تو چرا بیدار شدی برو بخواب &شما خودتون ...

part18🦋//خونه-نارا خیس آبی برو لباساتو عوض کن بیا پایین برات...

part14🦋‌ //چند ساعت بعدنامجون«با سنگینی روی پلکام بیدار شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط