واکسن
واکسن؟
-هی هی آروم باش میونگ میونگم ببینمت(بغلش میکنه)
&اما من خیلی میترسم(گریه وحشتناک)
-هشششس آروم باش خوشگلم منو نگاه کن
&(با چشمای خیس نگاش میکنه)
-ببین عشقم من کاملا درکت میکنم که میترسی اما من کنارتم تا آخرش قراره تو بغل من بمونی
&قول میدی
-اوهم
&باشه(دماغشو میکشه بالا و سرشو میزاره رو سینش)
-(موهاشو نوازش میکنه)
(پرش به شب)
-خوب بیا این شیر گرم رو بخور کمک میکنه بهتر بخوابی
&وای خیلی ممنونم داداش
-خواهش میکنم خوشگلم(دراز کشید رو تخت)
&(بعد از تموم کردم شیر لیوان رو گذاشت کنار و تو بغل تهیونگ خودشو جا کرد)
-احساس میکردم که میونگ مثل قبل نیست خیلی مظتربه حتما به خاطر واکسنه)میونگم
&بله
-چرا اینقدر استرس داری (با موهاش بازی میکنه)
&خوب داداش من از پس فردا خیلی میترسم
-عشقم من که بهت گفتم چیزی برای ترسیدم وجود
&میدونم اما قراره به دستم آمپول بزنن (بغض)
-هشش منو ببین لطفا اینطوری نکن دیگه منم دلم میشکنه
&باشه باشه معذرت میخوام
-گل من داداشی قول میده که اونجا تنهات نزاره باشه
&خیلی خوب باشه (سرشو میزاره رو سینش و میخوابه )
ادامه دارد...
-هی هی آروم باش میونگ میونگم ببینمت(بغلش میکنه)
&اما من خیلی میترسم(گریه وحشتناک)
-هشششس آروم باش خوشگلم منو نگاه کن
&(با چشمای خیس نگاش میکنه)
-ببین عشقم من کاملا درکت میکنم که میترسی اما من کنارتم تا آخرش قراره تو بغل من بمونی
&قول میدی
-اوهم
&باشه(دماغشو میکشه بالا و سرشو میزاره رو سینش)
-(موهاشو نوازش میکنه)
(پرش به شب)
-خوب بیا این شیر گرم رو بخور کمک میکنه بهتر بخوابی
&وای خیلی ممنونم داداش
-خواهش میکنم خوشگلم(دراز کشید رو تخت)
&(بعد از تموم کردم شیر لیوان رو گذاشت کنار و تو بغل تهیونگ خودشو جا کرد)
-احساس میکردم که میونگ مثل قبل نیست خیلی مظتربه حتما به خاطر واکسنه)میونگم
&بله
-چرا اینقدر استرس داری (با موهاش بازی میکنه)
&خوب داداش من از پس فردا خیلی میترسم
-عشقم من که بهت گفتم چیزی برای ترسیدم وجود
&میدونم اما قراره به دستم آمپول بزنن (بغض)
-هشش منو ببین لطفا اینطوری نکن دیگه منم دلم میشکنه
&باشه باشه معذرت میخوام
-گل من داداشی قول میده که اونجا تنهات نزاره باشه
&خیلی خوب باشه (سرشو میزاره رو سینش و میخوابه )
ادامه دارد...
- ۱۰.۴k
- ۲۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط