رویای بزرگ

رویای بزرگ
#part41

این سوک:👏 جیمینا فکر نمیکردم آشپزی بلد باشی😅

جیمین:😑
دیگه در حد بولگوگی بلدم که
(بچها بولگوگی یکی از آسون ترین غذا های کره اس)

تهیونگ هم داش اون طرف خوراکی هارو با دقت میچید تو ظرفا
این سوک: ام... سلیقه خوبی تو چیدن داری🙂

نگاهی بهم کرد و گفت: واقعا خوب شده؟

این سوک: معلومه.. عالی شدهه

دیدم واکنشی نشون نمیده
رفتم پیش جیمین و گفتم :
جونگ کوک کجاست؟

جیمین: گفت بیرون کار داره


اوفف حوصلم سر رفته حالا باید چیکار کنم؟

صدای در اومد
روبه جیمین گفتم: ینی جونگ کوک اومده

جیمین: اون تازه رفته فک نکنم به این زودی اومده باشه

رفتم تو سالن دیدم شوگا خودشو انداخت رو مبل و جین گفت:
خب خانم معروف بیا این خریدارو بزار تو یخچال...

این سوک: اوکی😊
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

From hate to lovePart: 7گفتم: _ تواز کجا میدونی؟& امم خب از ...

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

اجبار به بدبختی پارت ۱۶

پارت ۲۶

پارت ۴۱

جونگ کوک از خواب بلند شدم دیدم ات کنارم نیست و رفتم پایین دی...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط