ما دیر رسیدیم به هم
ما دیر رسیدیم به هم
خیلے دیر
آنقدر که پاهایم
براے رسیدن به تو
مےدود اما نمےرسد
دستانم
دل آشفتگےهایم را
در دل شب تاب مےدهد
تا آرام گیرم
چشمانم
همیشه نگران احساس توست
و طفلک دلم
مدام غم دوست داشتنت را
به جان مےخرد
نازنینم
کمے از مهرت را
براےمن نگه دار
من تمام جانم را
برایت کنار گذاشتهام...
خیلے دیر
آنقدر که پاهایم
براے رسیدن به تو
مےدود اما نمےرسد
دستانم
دل آشفتگےهایم را
در دل شب تاب مےدهد
تا آرام گیرم
چشمانم
همیشه نگران احساس توست
و طفلک دلم
مدام غم دوست داشتنت را
به جان مےخرد
نازنینم
کمے از مهرت را
براےمن نگه دار
من تمام جانم را
برایت کنار گذاشتهام...
- ۹۶۲
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط