{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت25🌼

ایلین: با اعضا کلی اهنگ خوندیم اعضا هم از صدام خوششون امد و نظرای خوبی هم بهم دادن
ذهنم درگیر شده بود که برم تست بدم یا نه اگه برم تست بدم و قبول شم شاید بتونم کاری کنم که btsبتونن داخل ایران کنسرت بزارن همین جوری خیال پردازی میکردم که خوابم برد..
(فردا صبح سر سفره)

شوگا: راستی ایلین من در مورد تو با مامان بابام صحبت کردم میخوان امروز بیان اینجا

ایلین: چیی واقعا واای من خجالت میکشم اخه چطور باید با اونا حرف بزنم اگه ازم خوششون نیاد

جیهوپ: چرا خوششون نیاد باید از خداشونم باشه

ایلین: الان من چیکار کنم غذا چی درست کنم واااییی

جونگکوک: غذا ایرانی درست کن

ایلین: نه نمیشه شاید خوششون نیاد

تهیونگ: اهم خوب هم غذا ایرانی درست کن هم کره ای

ایلین: اما من غذا کره ای زیاد بلد نیستم

جین: من نشونت میدم اما به شرطی که دستور تهیه غذا ایرانی رو بهم بدی

ایلین: اوکی باشه من دیگه سیر شدم باید خونه رو تمیز کنم و غذا درست کنم

جیمین: اما تنهایی نمیتونی همه کار رو انجام بدی ما هم کمکت میکنیم

ایلین: مرسی پس پاشین کمک کنین

(سه ساعت بعد )
ایلین؛اووهه همه کاراتموم شد برم لباس بپوشم که الان میرسن

شوگا: ایلین انگار امدن بیا پایین

ایلین: امدم..
دیدگاه ها (۱۵)

پارت 26🌼ایلین: خیلی استرس داشتم مامان و بابای شوگا امدن رفتم...

پارت 27🌼ایلین: وقتی مادر شوگا این حرفا رو زد یه بغض بزرگ گلو...

پارت 24🌼ایلین: دو ساعت خوابیدم از خواب پاشدم یهو به زهنم رسی...

پارت 23🌼ایلین: اهمم خوب از اونجایی که نامجون باعث شد برنده ب...

کریسمس و شب چله چه فرقی باهم دارند

وقتی عضو هشتم بودی

فیک عشق مافیاییخلاصه:ا.ت دختری ایرانی بود که بخاطر تحصیلش رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط