{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 27🌼
ایلین: وقتی مادر شوگا این حرفا رو زد یه بغض بزرگ گلوم رو گرفت بدون هیچ خدافظی از خونه گذاشت رفت

شوگا: مادرم خیلی بد با ایلین حرف زد از چهره ایلین معلوم بود خیلی ناراحته..

تهیونگ: مامان شوگا خیلی بد با ایلین حرف زد معلوم بود خیلی دلش شکست حتی شوگا هم ناراحت شد

ایلین: دلم خیلی شکسته بود فورا از خونه زدم بیرون و رفت قدم بزنم

شوگا: ایلین از خونه زد بیرون و رفت نگرانش بودم اما گذاشتم تنها بمونه شاید حالش بهتر بشه

ایلین: رفتم بیرون قدم بزنم تا حالم بهتر بشه زنگ زدم دو ستم و باهاش صحبت کردم حالم بهتر شد و برگشتم خونه

نامجون: عه ایلین امدی حالت خوبه

ایلین: ارع بابا حالم خوبه میخوام برای اقای پی دی نیم غذا درست کنم ببرم گفت برام غذا ایرانی درست کن
راستی داره بوی خورشت سبزی میاد

جین: هاااا کاره منه من درست کردم گفتم تا نیستی یه خورشت سبزی درست کنم امدی تست کنی ببینی چطوره

ایلین: اووو افرین پس شما بشینین شامتون رو بخورین من غذا درست میکنم
(بعد از شام)
شوگا: عشقم ایلین خسته شدی بیا بریم بخوابیم فردا بریم کمپانی

ایلین: اره عشقم بیا بریم بخوابیم

شوگا: ایلین میدونم ناراحت شدی مامانم اون حرفا رو زد اما اهمیت نده منم وقتی میخواستم خواننده شم باهام همین کارو کرد

ایلین: نه عشقم اهمیتی نداره ولش خودمون رو ناراحت نکنیم مهم اینه ما همو دوست داریم

شوگا: عشق فهمیده خودمی دوست دارم شبت بخیر..
دیدگاه ها (۰)

پارت 28🌼ایلین: میخواستیم با شوگا بریم سر قرار یهو زنگ زد و ق...

پارت 29🌼ایلین: از خواب پاشدم تا برم صبحونه رو امده کنم یهو د...

پارت 26🌼ایلین: خیلی استرس داشتم مامان و بابای شوگا امدن رفتم...

پارت25🌼ایلین: با اعضا کلی اهنگ خوندیم اعضا هم از صدام خوششون...

درد؟جیمین. خوب غذا ها اومد -وای چقدر دلم برای خوردن اینا تنگ...

-اما تقص+هشش بسه دگه گذشت ولش کن-اشک+هوف توم شدی مثل این بچه...

پارت 8 نامجون نگران شد و اومد کنارم وایساد و گفت: نامجون: عز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط