عشق دردناک²
عشق دردناک²
p⁶
"ویو کوک"
تغریبا کل وسایل اتاق هتل رو شکستم
+لعنتیی لعنت به مننن دیگه حتی منم دوست نداره ازم متنفره این بار دوم که عشقم رو از دست دادم...اون تهیونگ عوضی برای بار دوم عشقمو گرفت
به دکتر هتل گفتم بیاد و زخمم رو پانسمان کنه
"۲۰ مین بعد"
دکتر زخمم رو پانسمان کرد و رفت
باید به نقشه می کشیدم
تویه این هفته ا.ت هرجایی میرفت به بادیگارد هام گفتم تعقیبش کنن
"ویو ا.ت"
امروز خواستم برم بیرون که بستنی برای خودم بگیرم
همش فکر میکردم کسی دنبالمه و تعقیبم میکنه
بستنی رو گرفتم و دوباره داشتم بر میگشتم که دیدم دستمالی جلوی دهنم اومد و کسی سمت گوشم زمزمه کرد:
...منو بببخش
در همون حالت بیهوش شدم
"ویو کوک"
تویه این هفته همش با یه دختره و با اون تهیونگ عوضی میرفت بیرون و بادیگاردهام دنبالش میرفتن
امروز که تنها بود خودم رفت و نقشمو عملی کردم
هنوز بچس و بستنی میخوره داشت برمیگشت و از پشت بغلش کردم و دستمال رو گذاشتم روی دهنش و تویه گوشش زمزمه کردم:
+منو ببخش
تویه بغلم بیهوش شد که براید استایل بغلش کردم و گذاشتم توی ماشین و به سمت ویلایی که خریده بودم تویه آمریکا حرکت کردم
p⁶
"ویو کوک"
تغریبا کل وسایل اتاق هتل رو شکستم
+لعنتیی لعنت به مننن دیگه حتی منم دوست نداره ازم متنفره این بار دوم که عشقم رو از دست دادم...اون تهیونگ عوضی برای بار دوم عشقمو گرفت
به دکتر هتل گفتم بیاد و زخمم رو پانسمان کنه
"۲۰ مین بعد"
دکتر زخمم رو پانسمان کرد و رفت
باید به نقشه می کشیدم
تویه این هفته ا.ت هرجایی میرفت به بادیگارد هام گفتم تعقیبش کنن
"ویو ا.ت"
امروز خواستم برم بیرون که بستنی برای خودم بگیرم
همش فکر میکردم کسی دنبالمه و تعقیبم میکنه
بستنی رو گرفتم و دوباره داشتم بر میگشتم که دیدم دستمالی جلوی دهنم اومد و کسی سمت گوشم زمزمه کرد:
...منو بببخش
در همون حالت بیهوش شدم
"ویو کوک"
تویه این هفته همش با یه دختره و با اون تهیونگ عوضی میرفت بیرون و بادیگاردهام دنبالش میرفتن
امروز که تنها بود خودم رفت و نقشمو عملی کردم
هنوز بچس و بستنی میخوره داشت برمیگشت و از پشت بغلش کردم و دستمال رو گذاشتم روی دهنش و تویه گوشش زمزمه کردم:
+منو ببخش
تویه بغلم بیهوش شد که براید استایل بغلش کردم و گذاشتم توی ماشین و به سمت ویلایی که خریده بودم تویه آمریکا حرکت کردم
- ۳.۷k
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط