عشق دردناک²
عشق دردناک²
p⁵
_خفههه شوووو
بی تفاوت از کنارش رد شدم که داد زد:
+الان که دوست دارم و دارم دنیا رو زیر پات میریزم چرا دیگه نمیای باهام؟
_بگم چرا؟تو میتونی بچم رو برگردنی؟تو میتوتی کتک هایی که بهم میزدی رو جبران کنی؟تو میتونی اون هرزه خطابم میکردی جبران کنی؟تو میتونی عشقی که بهت داشتم رو برگردونی؟نه!نمیتونی هیچ کاری نمیتونی بکنی
سمتم قدم برداشت و کنار لاله گوشم لبش رو آورد و زمزمه کرد:
+من میتونم یه بچه ی دیگه تو دلت بکارم من میتونم دوباره تورو عاشق خودم بکن از اولم گفتم تو مال منی جئون ا.ت
و مثل اون ۳ سال قبل خیس لاله ی گوشم رو بوسید پسش زدم و گفتم:
_نمیزارم این کارو کنییی(داد و عصبی)ازت متنفرم هیچوقت دیگه اون عشقی که بهت داشتم رو نمیتونی برگردنی آقای جئون
"ویو نویسنده"
حرف های ا.ت مثل یه تیر به سمت قلب جونگکوک میخورد و هر لحظه تیر میکشد
ا.ت جونگکوک رو ول کرد و با تهیونگ سوار ماشین شدن و رفتن سمت خونشون
ادامه دارد...
p⁵
_خفههه شوووو
بی تفاوت از کنارش رد شدم که داد زد:
+الان که دوست دارم و دارم دنیا رو زیر پات میریزم چرا دیگه نمیای باهام؟
_بگم چرا؟تو میتونی بچم رو برگردنی؟تو میتوتی کتک هایی که بهم میزدی رو جبران کنی؟تو میتونی اون هرزه خطابم میکردی جبران کنی؟تو میتونی عشقی که بهت داشتم رو برگردونی؟نه!نمیتونی هیچ کاری نمیتونی بکنی
سمتم قدم برداشت و کنار لاله گوشم لبش رو آورد و زمزمه کرد:
+من میتونم یه بچه ی دیگه تو دلت بکارم من میتونم دوباره تورو عاشق خودم بکن از اولم گفتم تو مال منی جئون ا.ت
و مثل اون ۳ سال قبل خیس لاله ی گوشم رو بوسید پسش زدم و گفتم:
_نمیزارم این کارو کنییی(داد و عصبی)ازت متنفرم هیچوقت دیگه اون عشقی که بهت داشتم رو نمیتونی برگردنی آقای جئون
"ویو نویسنده"
حرف های ا.ت مثل یه تیر به سمت قلب جونگکوک میخورد و هر لحظه تیر میکشد
ا.ت جونگکوک رو ول کرد و با تهیونگ سوار ماشین شدن و رفتن سمت خونشون
ادامه دارد...
- ۵۱۰
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط