{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا تو بودی پیش من مهر فراوان داشتم

تا تو بودی پیش من مهر فراوان داشتم
عاشقت بودم و یک لبخند پنهان داشتم
امتحان چشم تو بدجور حیران میکند
پیش چشمت دم به دم من عید قربان داشتم
مثل سیبی سرخ در تنهایی دستان تو
با لبان قند من شوری غزلخوان داشتم
چشمهایم خشک شد بر در ولی با این وجود
هرشب از غم دیده ای ابری وباران داشتم
تاتوبودی در شبم من ماه تابان داشتم
مرده بودم لیک با یاد تو من جان داشتم
ای تمام من میان جان من در زندگی
تا تورفتی ازغمت درد فراوان داشتم
دیدگاه ها (۱)

" آمدی"...؟ ! جانم به قربانت " نرو "با ما " بمان "با وفا یی ...

عزیزی، نازنینی، مست و خوش سیما و شیداییمیان تک تک اشعار من پ...

امشب هــــــــم ... خیالت را زیر سرم میخوابانمو در رویا من...

با تو برایم عشق حس محشری داشت دیوانگی هم با تو لفظ دیگری داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط