{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عزیزی، نازنینی، مست و خوش سیما و شیدایی

عزیزی، نازنینی، مست و خوش سیما و شیدایی
میان تک تک اشعار من پیدای پیدایی
هزاران نرگس از جای قدم‌های تو می خیزد
همین که دست در دست نسیم عشق می آیی
تو بی شک جلوه‌‌ی پروردگار بی مثل هستی
به قدری که خدا را دوست دارم خوب و زیبایی
به دست آوردنت رویای شیرینی است زیباجان
دل انگیزی، طلوع خلوت خورشید فردایی
بیا تا حس و حالی مانده در نای و نوای من
درون سینه‌ام آشوب عشق توست هرجایی
شمیم جاریِ باران میان دشت نیلوفر
نسیم گم شده در گیسوان نسترن هایی
شبیه چشم های تو، نگاهی را نخواهم دید
شراب از چشم تو می ریزد از بس بکر و گیرایی
تو را تا بی نهایت دوست دارم، بی کران زیبا
شبیه لذت آرامش آغوش دریایی
دیدگاه ها (۶)

شبی به کوی تو ای مه گذار خواهم کرد رقیب را به همین غصه خوار...

ای آسمان دیدم که تو چون من نگاری داشتیبر  پشتِ  ابر  تیره ا...

" آمدی"...؟ ! جانم به قربانت " نرو "با ما " بمان "با وفا یی ...

تا تو بودی پیش من مهر فراوان داشتمعاشقت بودم و یک لبخند پنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط