{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۶

پارت ۲۶

آبنبات با طمع لبات

ویو کوک



رفتم زیر زمین به صندلی بسته شده بود نیشخندی زدم

کوک: از ا/ت فاصله بگیر


هانگ : نمیخوام تو باعث زجرشی ازش دور شو


کوک: انگار خیلی دلت حوس مردن کرده؟

هانگ: شاید


داشت میرفت تو مخم که آجوما ترسیده و بدو بدو اومد گفت

آجوما: ارباب ارباب خانم خیلی عصبانی هستن و میخوان به خودشون صدمه بزنن.

کوک: اون تو اتاقم دارم قفل چجوری؟


آجوما: ما صدای شکستن شنیدیم میترسم....


هانگ: همش تقصیر توعه ا/ تتتتتتتت


سریع رفتم طبقه بالا در اتاقشون باز کردم که دیدم افتاده روی زمین با شکمی غرق در خون خوشکم زده بود رفتم سمتش که یک نامه دیدم


نامه:
چطوری دوست قدیمی مراقب بیبیت باش ندزدمش
آخه خیلی خوشکله



لعنتی سریع آجوما دکتر خبر کرد منم گذاشتمش روی تخت
و لباساشو در اوردم که دکتر اومد



دکتر: لطفا خیلی شلوغ نکنین باید عمل بشه


و شیشه هایی که تو شکمش بود رو با آرومی در اوردم و جاشو تمیز کرد و بخیه زد و با باند پیچید


دکتر: این دارو هاش هست با اجازه



و بعدش رفت نگاهی بهش کردم میاید داخل اتاق زندونی کرده بودم
دیدگاه ها (۱۹)

لایو اومدن نامجون و تهیونگ از سربازی از لینو های زیر ttp...

کیم تهیونگ و کیم نامجون از سربازی برگشتندر یوتیوب بخش زنده ا...

پارت ۲۵ آبنبات با طمع لبات ویو ا/ت با شدت درد زیر دلم چ...

....:)

عشق شعله ور یک مافیا

پارت ۲۵ ویو ا / ت چشمام رو کم کم باز کردم ...ساعت. ۱۱:۴۵ . ب...

پارت 17ویو ا / ت بعد از حرفی که زد مطمئن شدم که کوک من رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط