{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"صدای بی اجازه"

"صدای بی اجازه"


قسمت بیستم – تخته‌ی انتقام

رفتم پای تخته، با اون دامن قشنگم که حالا همه چشم ازش برنمی‌داشتن.
پسره هنوز داشت پچ‌پچ می‌کرد با دوستاش، فکر می‌کرد من قراره ضایع بشم.
ولی من یه لبخند زدم، اون لبخند خاص گهنا... همون که یعنی "الان وقتشه که بدرخشم!"

گچ رو برداشتم، یه لحظه مکث کردم، بعد با یه خط خوش شروع کردم به نوشتن جواب سوال.
صدای خنده‌ها آروم آروم قطع شد.
چشما گرد شده بود.
یکی زیر لب گفت:
«اِ... بلده؟»

بلدم؟ عزیزم، من شاگرد اولم!
جواب رو که نوشتم، برگشتم سمت کلاس، گچ رو گذاشتم روی میز و گفتم:
«پیراشکی؟ نه عزیزم، اینجا ریاضی‌یه. اگه گرسنه‌ای برو بوفه.»

همه زدن زیر خنده، ولی این بار با احترام.
پسره فقط نگام کرد، یه لبخند خجالتی زد و گفت:
«خب... آفرین!»

برگشتم سر جام، ولی تو دلم گفتم:
«گهنا برگشته، و این بار هیچ‌کس نمی‌تونه جلوش وایسه.»
دیدگاه ها (۳)

#in_your_eyes part_9۵ویو کایلااز صبح حوصله‌ی هیچ‌کسو نداشتم....

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 195♡⁠。⁠)⁩لباس ش...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "37""ویو جئون آنجلینا"هنوز...

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

پارت ۳۴

پارت ۴ 🖤بعد از دانشگاه، با جینا از در بیرون اومدم. هنوز چند ...

بهار بدون تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط