{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴:

پارت ۴:

مرد لباس و کفش مارک پوشیده بود و خیلی آدم حسابی به نظر میومد .

مرد به دختر نگاه تحقیر آمیزی انداخت و گفت :《با اینکه ما به هم نمیخوریم اما تا یه سال با هم بودیم، با اینکه ما به هم نمی‌آیم ولی من هر جا رفتم تو رو با خودم بردم ،ولی خوب هیچ جوره نمیتونم با این سر و وضعت کنار بیام .》

مرد سیگارش را روشن کرد و دست دختر را گرفت و پشت دست او ،سیگار رو خاموش کرد و ادامه داد :《یه آدم کثیف و چرکی مثل تو چه به من ؟》

دختر خواست نودلش رو بخوره که مرد یه جام پر از شراب برای خودش ریخت و سپس شراب را بر روی سر دختر ریخت .

دختر حرفی نمیزد و گریه میکرد و بقیه تماشاچی بودن ...

پسر از دختر عکس گرفت و گفت :《میدونی وقتی رو سر یکی شراب میریزم منظورم چی هست ؟

دختر که زبانش بند آمده بو. چیزی نگفت .

مرد محکم دستش را به روی میز کوبید و گفت :《تو که یه موضوع ساده رو یادت نمیمونه به کار من نمیای ...
منظورم از کارم اینکه دیگه نمیخوام قیافه نحس تو رو ببینم ....

دختر هیچ حرفی برای گفتن نداشت و هیچ کس سمت او را نمی‌گرفت و دختر می‌شنید که بقیه به آرومی میگن :《آخی ،دختر بیچاره》
دیدگاه ها (۵)

پارت ۵:گارسون اومد پیش تهیونگو بهش گفت :《بیا اینم سفارش شوما...

پارت ۶:دختر پول رو جمع کرد و از آنجا رفت .او غرورش لگد مال ش...

پارت ۳:وقتی دختر روی صندلی نشست ،نامجون گفت :《من نمیخوام شبم...

شرط:سی تا لایک۱۵ کامنت

P10سئول مثل همیشه نورانی بود.هیونجین روی صندلی نشسته بود.داش...

You are everything I want…part four

تیمارستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط