پارت ۴:
پارت ۴:
مرد لباس و کفش مارک پوشیده بود و خیلی آدم حسابی به نظر میومد .
مرد به دختر نگاه تحقیر آمیزی انداخت و گفت :《با اینکه ما به هم نمیخوریم اما تا یه سال با هم بودیم، با اینکه ما به هم نمیآیم ولی من هر جا رفتم تو رو با خودم بردم ،ولی خوب هیچ جوره نمیتونم با این سر و وضعت کنار بیام .》
مرد سیگارش را روشن کرد و دست دختر را گرفت و پشت دست او ،سیگار رو خاموش کرد و ادامه داد :《یه آدم کثیف و چرکی مثل تو چه به من ؟》
دختر خواست نودلش رو بخوره که مرد یه جام پر از شراب برای خودش ریخت و سپس شراب را بر روی سر دختر ریخت .
دختر حرفی نمیزد و گریه میکرد و بقیه تماشاچی بودن ...
پسر از دختر عکس گرفت و گفت :《میدونی وقتی رو سر یکی شراب میریزم منظورم چی هست ؟
دختر که زبانش بند آمده بو. چیزی نگفت .
مرد محکم دستش را به روی میز کوبید و گفت :《تو که یه موضوع ساده رو یادت نمیمونه به کار من نمیای ...
منظورم از کارم اینکه دیگه نمیخوام قیافه نحس تو رو ببینم ....
دختر هیچ حرفی برای گفتن نداشت و هیچ کس سمت او را نمیگرفت و دختر میشنید که بقیه به آرومی میگن :《آخی ،دختر بیچاره》
مرد لباس و کفش مارک پوشیده بود و خیلی آدم حسابی به نظر میومد .
مرد به دختر نگاه تحقیر آمیزی انداخت و گفت :《با اینکه ما به هم نمیخوریم اما تا یه سال با هم بودیم، با اینکه ما به هم نمیآیم ولی من هر جا رفتم تو رو با خودم بردم ،ولی خوب هیچ جوره نمیتونم با این سر و وضعت کنار بیام .》
مرد سیگارش را روشن کرد و دست دختر را گرفت و پشت دست او ،سیگار رو خاموش کرد و ادامه داد :《یه آدم کثیف و چرکی مثل تو چه به من ؟》
دختر خواست نودلش رو بخوره که مرد یه جام پر از شراب برای خودش ریخت و سپس شراب را بر روی سر دختر ریخت .
دختر حرفی نمیزد و گریه میکرد و بقیه تماشاچی بودن ...
پسر از دختر عکس گرفت و گفت :《میدونی وقتی رو سر یکی شراب میریزم منظورم چی هست ؟
دختر که زبانش بند آمده بو. چیزی نگفت .
مرد محکم دستش را به روی میز کوبید و گفت :《تو که یه موضوع ساده رو یادت نمیمونه به کار من نمیای ...
منظورم از کارم اینکه دیگه نمیخوام قیافه نحس تو رو ببینم ....
دختر هیچ حرفی برای گفتن نداشت و هیچ کس سمت او را نمیگرفت و دختر میشنید که بقیه به آرومی میگن :《آخی ،دختر بیچاره》
- ۱.۳k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط