{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو عسل چشم ، نگاهی که عسل می بارد

دو عسل چشم ، نگاهی که عسل می بارد
روی کاغذ قلمی هست ، غَزل می بارد

قلب لرزید و تَرَک خورد وَ من فهمیدم
رعشه عشق فقط روی گسل می بارد

عشق بارانیِ تو یک شبه در من نگرفت
این بَلاییست که از روز اَزل می بارد

سیلی رفتن تو پاسخ احسـاســم بود
در پی ضربه من عکس العمل می بارد

به کجـا کوچ کند کَفتر چشمــم وقتی
همه جا روی تو از شهر و محل می بارد

هَوَس گریه زده بر سرِ من، باز عجیب
آن هم آن گریه که در هُرمِ بَغَل می بارد

دو عسل چشم ، عزیزیست ،غزل می خواند
روی کاغذ قلمی مُرد... غزل می بارد
دیدگاه ها (۲)

ﮐﻠﺒﻪ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﻡﭘﺸﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺷﺐ !...ﺯﯾﺮ ﺍﯾﻦ ﺳﻘﻒ ﺳﯿﺎﻩﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾ...

خــدایــــــــــا . . . .می دانم این روزها از دستم خسته ایکم...

خورشید چه سوزناک شده استانگار حرف های دلم را شنیده استابرها ...

رو بـــــهــــ روی پَنــجَـــــــــــــــــــره

داستان عاشقانه جدید

تکاپو پارت ۶۵:در میان کلمات گمشده... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍شب، با تمام س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط