دو عسل چشم ، نگاهی که عسل می بارد
دو عسل چشم ، نگاهی که عسل می بارد
روی کاغذ قلمی هست ، غَزل می بارد
قلب لرزید و تَرَک خورد وَ من فهمیدم
رعشه عشق فقط روی گسل می بارد
عشق بارانیِ تو یک شبه در من نگرفت
این بَلاییست که از روز اَزل می بارد
سیلی رفتن تو پاسخ احسـاســم بود
در پی ضربه من عکس العمل می بارد
به کجـا کوچ کند کَفتر چشمــم وقتی
همه جا روی تو از شهر و محل می بارد
هَوَس گریه زده بر سرِ من، باز عجیب
آن هم آن گریه که در هُرمِ بَغَل می بارد
دو عسل چشم ، عزیزیست ،غزل می خواند
روی کاغذ قلمی مُرد... غزل می بارد
روی کاغذ قلمی هست ، غَزل می بارد
قلب لرزید و تَرَک خورد وَ من فهمیدم
رعشه عشق فقط روی گسل می بارد
عشق بارانیِ تو یک شبه در من نگرفت
این بَلاییست که از روز اَزل می بارد
سیلی رفتن تو پاسخ احسـاســم بود
در پی ضربه من عکس العمل می بارد
به کجـا کوچ کند کَفتر چشمــم وقتی
همه جا روی تو از شهر و محل می بارد
هَوَس گریه زده بر سرِ من، باز عجیب
آن هم آن گریه که در هُرمِ بَغَل می بارد
دو عسل چشم ، عزیزیست ،غزل می خواند
روی کاغذ قلمی مُرد... غزل می بارد
- ۴۲۸
- ۱۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط