{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خورشید

خورشید
چه سوزناک
شده است
انگار
حرف های دلم را
شنیده است
ابرها
چه غرشی
می کنند
اینبار
راز اشکهایم را
فهمیده است
موج دریا
از چیست
شاید آن هم
هنوز ساحل را
ندیده است
صدای خنده
از کیست
باید
از راه باشد
که به فاصله
چسبیده است
ماهی برای چه
می ترسد
گویا
به خشکی رسیده است
آهی که
در سینه دارم
از نگاهت
ترسیده است 
دیدگاه ها (۲)

دو عسل چشم ، نگاهی که عسل می باردروی کاغذ قلمی هست ، غَزل می...

ﮐﻠﺒﻪ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﻡﭘﺸﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺷﺐ !...ﺯﯾﺮ ﺍﯾﻦ ﺳﻘﻒ ﺳﯿﺎﻩﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾ...

رو بـــــهــــ روی پَنــجَـــــــــــــــــــره

درس زیاد می خواندمو هر جایی که برایم مهم بودبا یک مدادزیرش خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط