{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آیه های روشن در جان من بیا

ای آیه های روشن در جان من بیا
آرایه های خفته به دیوان من بیا
شهری شده است عاشق چشمان مست تو
ای آبروی دیده ی گریان من بیا
رفتی و سوخت خرمن صبرم کنون به ناز
در خانه ی پر آتش و ویران من بیا
باغم ز برگهای خزان دیده یافت نقش
با غم قرینم ای گل شادان من ییا
ای خاطرات عهدجوانی مرو ز یاد
آهوی زود رنج و گریزان من بیا
مطرب بیا و از طرب آکنده کن دلم
چون شعرهای سرکش و سوزان من بیا
هرچند با خیال رخت می شوم جوان
لطفی نما به منزلم ای جان من بیا
دیدگاه ها (۲۷)

من که با پاییز چشـــمان تو شاعر میشومدر غزل گفتن برایت خوب م...

ﻟﺤﻈـﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻏﻤﻢ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﮑـﺮﺩﯼ، ﮐـــﺮﺩﯼ؟ﺩﻝ ناشاد ﻣـــــﺮﺍ ﺷﺎﺩ ﻧ...

ﻫﺮ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪ ، ﻣﺴﺖ ﺷﺪ!ﻭﺍﺭﺩ ﯾﮏ ﺭﺍﻩ ﺑﯽ ﺑﻦﺑﺴﺖ ﺷﺪ ! ...ﻛ...

با خیالت دلخوشم جز تو ندارم حاجتیکاش پایان می رسید این انتظا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط