{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامیرا(امین حبیبی)

نامیرا(امین حبیبی)

به یاد آرید مرا یاران رفیقان
من از جنس یه عشق سینه سوزم
من از دلبستگان صحنه عشق
من از دیروز و امروز و هنوزم
به یاد آرید مرا مرا که پیرم
مرا که در گذشته ها اسیرم
مرا که لحظه لحظه با شماها
همیشه زنده ام هرگز نمیرم
منم آن نام نامیرای هرروز
منم آیات عاشق های دیروز
منم آن شمع سوزان تا همیشه
منم آن شام آخر تا به امروز
منم آن نام نامیرای هرروز
منم آیات عاشق های دیروز
منم آن شمع سوزان تا همیشه
منم آن شام آخر تا به امروز

نه دریا و نه خشکی نه هوایی
نه آسمان که ندارد انتهایی
نمیدانند که من در دل چه دارم؟
خدایا تو بدان تو که خدایی
نه خورشید و نه ماه و نه ستاره
نه آن ابر کبود پاره پاره
مرا چون صحنه یاد تو نیاورد
خدایا شکر و صد شکر دوباره ...
دیدگاه ها (۱)

شکر برای صبری که در دلتنگی‌هابه من بخشیدی تا از پا نیفتم.شکر...

عاشقانه های شبنم درکنار مادر خوبم

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

when silence became a scream p36

عاشقانه های شبنم

🎭 آخرین نقشپارت هفتمروز بعد، لیانا زودتر از همه به استودیو ر...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

امروز فقط یک روز معمولی از سال نیست؛ امروز روز تولد کسی است ...

🧁 پارت بیست و دوم | رازِ کاپ‌کیک آخرصبح آن روز...لیانا مثل ه...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :و بدون تأسی به الگوی ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط