{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{ سناریو 💕✨ }

{ سناریو 💕✨ }
موضوع : کلاسی که قرار بود نرمال باشه اما نبود!

ویو ا.ت : ♡
اولین روز انتقالیت بود.!
جلوی در کلاس وایستادی. نفس عمیقی کشیدی..!
با خودت گفتی :
" ا.ت اینبار یه کلاس آروم نصیبت میشه... آدمای بالغ و متمدن "
درو باز کردی... اما اشتباه کردی!
« کیم نامجون ← لیدر بد شانس »
اولین چیزی که دیدی...
یه پسر قد بلند با عینک بود که جلوی تخته ایستاده بود.
خیلی جدی گفت :
_ بچه ها لطفا نظم را رعایت کنید. ما باید الگوی مدرسه باشیم.
ا.ت ≈ عه... بلخره یه ادم نرمال
همون لحظه خواست ماژیک رو برداره که...
لیوان آب افتاد ، جزو ها خیس شد ، پاش گیر کرد به سیم لپ تاپ ، پروژکتور خاموش شد.
سه ثانیه سکوت... یکی ته کلاس گفت :
_ رهبر دوباره سیستم رو نابود کرد..!
تو همونجا فهمیدی امیدی نیست.
« کیم سوکجین ← مامان اجباری کلاس »
در کلاس با لگد باز شد.
_ بچه ها غذا خوردید؟؟
یه لانچ باکس اندازه چمدون دستش بود.
قبل اینکه « نه » بگی ، قاشق گذاشت دهنت.
_ دانش آموز گرسنه = دانش آموز غمگین
تو حتی اسمشو نمیدونستی ولی الان داشت مثل بچه مهدکودک بهت غذا میداد. ♡
« مین یونگی ← خواب آلود حرفه ای »
یه نفر ته کلاس خوابیده بود. واقعی خواب
معلم : مین یونگی!
بدون باز کردن چشم
_ من از نظر ذهنی آنلاینم... جسمم آفلاینه!
کل کلاس ترکید. تو آروم گفتی :
[ من این بشرو درک میکنم ]
« جانگ هوسوک ← بمب انرژی »
یهویی موزیک باصدای بلند پلی شد.
_ بـــــتـــــرررررکـــــووونــــیـــد
قبل اینکه بفهمی چیشده... هوسوک دستت گرفت و آورد وسط کلاس.
_ یا میرقصی یا میرقصونمت..؟
ا.ت : تهدید بود؟؟
_ آره
« پارک جیمین ← فرشته شیطان »
اومد کنارت نشست. اروم گفت :
_ اگه کسی اذیتت کرد به من بگو!
لبخندش معصوم بود...
۵ مین بعد ≈ دیدی داره جواب امتحان میفروشه!
_ پکیچ کامل سوالا ، تخفیف دانش اموزی جدید..
ا.ت : تو شیطونی یا فرشته؟؟
_ هردو بستگی به قیمتش داره!
« کیم تهیونگ ← عجیب ولی بامزه »
کنار پنجره نشسته بود... زل زده بود به آسمون.
گفت :
_ بنظرت اگه گربه ها مخفیانه دنیا رو کنترل کنن چی؟؟
ا.ت :... وات؟؟
_ چون من یکیشونو دیدم ، مشکوک رفتار میکرد.
آروم جاتو عضو کردی...
« جئون جونگکوک ← مکنه پیش فعال »
آخر سر... یه توپ از کنار گوشت رد شد.
_ کی بامن مسابقه میده؟؟
جونگکوک پرید رو میز.
_ برنده... تکلیفشو من مینویسم.
سه نفر دویدن...
یکی خورد زمین ، یکی جیغ زد.
تو فقط زمزمه کردی :
« این مدرسه مجوز داره اصلا »
جونگکوک خندید...
_ تو هم تیمی مایی دیگه ، درسته؟؟
با اینکه سرت داشت سوت میکشید... خندیدی ♡
شاید دیونه بودن....
ولی... اولین باری بود که مدرسه حوصله سر بر نبود. ♡
تمام 🦋💋
دیدگاه ها (۶)

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

دقت نکنین

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

یادتونه قبلا مدارس دولتی هر کلاس ۴۰ نفر بودیم هر مدرسه هم دو...

سناریو سو پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط