{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۷

پارت ۱۷

(ترنم)

بعد این که آرشام تو صورت پسره دقیق شد گفت : رفیق اصلا عوض نشدی ، همون لحظه مردونه همو بغل کردن
تقریبا ده دقیقه بود که داشتن حرف میزدن ،

من : اهمممممم ااهممم

آرشام : وااای آرمان یادم رفت اصلا

آرمان : چیو .؟

آرشام : خانوممو بهت معرفی نکردم ، ایشون هم ترنم خانوم ، همسر بنده

یکم تو صورتم نگاه کرد و گفت : خوشبختم

من : به همچنین

یکم آنالیزش کردم . چشمای آبی دماغ معمولی . به صورتش میخورد ، مو های مشکی ، کلا خوش قیافه بود ،

ولی آرشام من به صد تای این می ارزید . البته به نظر من این جوری بود .

هنوز از رو نرفته بودن ، ۲۰ دقیقه بود داشتن حرف میزدن .

همین جوری پریدم میون حرفش و گفتم : آرشام من هنوز خریدم تموم نشده ها ..

آرشام : خب باشه تو برو خرید کن ما همین جا وایسادیم

یکم غُر زدم 😑 😑 ولی رفتم و بقیه خریدا مو انجام دادم و برگشتم ، هنوز همونجا بودن ،

من : آرشام بریم

آرشام : خب آقا آرمان ایشالا باید بیای خونه مون تا رادوین و متین رو هم بگم

آرمان : چشم حتما زحمت میدیم

آرشام : بهت زنگ میزنم ، خدافظ

من : خدافظ

آرمان : خدافظ

یکم ازش دور شدیم که گفتم : آرشاااااااااااااام زود بگو کیییییی بوووووود؟؟

آرشام : یکی از بچه های دبیرستان بود ، هم شاگردی منو رادوین و متین ، خیلی با هم جور بودیم ، یکی از

درس خونا ی کلاس بود ، همیشه رتبه اول کلاس بود ، هیچ کسی به پاش نمیرسید ، به قول امروزیا خر میزد

ولی در کنار درس خوندنش خیلیییی شیطنت میکرد . خیلی ام مرموز بود ، حالا هم بعد ۵ سال دیدمش .

آآآخخ چه دورانی داشتیم ،

من: کی میاد خونه مون ؟

آرشام : فردا . یه زنگ به نفس و هلیا بزن بگو بیان خونه ما ،

من : زن داره ؟؟

آرشام : نه نداره

من : هههیییععععععععععع 😱 😱 😱

آرشام : عه چته ؟؟

من: فردا چیییییی بپوشممممممً؟؟؟

آرشام : عههه گفتم حالا چی شده . یه چیز بپوش بیا ، تو گونی هم بپوشی باهاش خوشگلی

تو دلم شده بود کارخونه قند آب کنی ، ولی خب واقعا قیافه اش همونجور که آرشام گفته بود خیلی مرموز بود

همیشه تا یه کلمه حرف میزد یه پوزخند رو لبش میومد ، خو مث آدم بخند ، دیگه این پوزخند چیه دیگه ،
➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖

(هلیا)

تو راه شهربازی بودیم که گوشی متین زنگ خورد .جواب داد

متین : سلام آرشام چطوری ؟

آرشام : .................

متین : چییییییییییییییییی ؟؟

همچین داد زد که گوشم پاره شد . وا خب یکم آرووم تر .

آرشام ...............

متین : بابا اصلا مگه میشه نیام . حتما میاییم کاری نداری

آرشام :،.................

متین : خدافظ

من : گوشم کررررر شد .

متین : وای هلی نمیدونی کی پیداش شده

من : گوووشم کر شد

متین : وایسا من بگم

من : دارم مبگم گوشم کر شد ، حلزونی گوشم رو پاره کردییی ، چیو میخوای بگی ؟،😈 😈

متین ٔ: عههه خب ببخشید ، من اشتباه کردم حالا بذار بگم

من : بگو

متین : یکی از بچه ها دوره دبیرستان مون پیداش شده فردا آرشام دعوتش کرده ما رو هم دعوت کرد .

من: خب چیکار کنم ، مگه گم شده بود که پیداش بشه

متین: اه هلی خیلی ضد حالی

من : دختر باس ضد حال باشه کلا بزنه تو ذوق همه

➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ ➖ http://wisgoon.com/pin/21861376/
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۸(نفس )شب داشتیم با رادوین مار پله بازی میکردیم که گوش...

پارت ۱۶(متین)یک ماه از عقدمون میگذشت و بعد عقد من فقط ۵ بار ...

واقعا دلم میگیره 😦 😦

۲هلی: راستی مونا کی بریم خرید لباس عیدمونا: نمیدونم هرجور را...

My idol

حسم به تو... (فصل2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط