{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my black star

my black star
ستاره مشکی من
p 7
تا اینکه یکی زنگ زد به گوشی ا.ت
یکی از آدم هاش بود
ا.ت جواب داد
(آدمش رو با ○ نشون میدم)
○: سلام خانم ببخشید که مزاحمتون شدم اما خیلی ضروری بود
ا.ت:سلام بگو
○:خانم، ما مایکل جکسون رو پیدا کردیم (دشمن ا.ت _تو بچگی پدرش رو کشت_یه آدم روانی)
ا.ت: چییییییی!وایسا همین الان میامم
درحال گشتن دنبال سوئیچ ماشین
ا.ت: اهههه لعنتییییی، این بی صحاب شده کدوم گورریههههه
کوککککککک!!!
کوک:بله (از خواب بیدار میشه)
زود باش بلند شو باید با ماشین تو بریم
کوک: چی شده ، کجاااا ،ا.ت همین الان بهم توضیح بده چه خبرهههه
ا.ت: بعدا بهت توضیح میدم الان وقت نداریم بجنبببب
کوک: اکییییی
داره به راننده اش زنگ میزنه تا بیان دنبالشون
راننده اومد و سوار شدن
ا‌.ت:آدرس باند منو که میدونی برو همون جاا
کوک:(درحال گفتن آدرس به راننده)
راننده:رسیدیم ارباب
پیاده میشن
رفت اتاق شکنجه که مایکل جکسون اونجا بود
ا.ت:جکسون عوضییی چطور جرئت کردی(یه مشت محکم میزنه که مایکل خون بالا میاره)
مایکل: هر غ...لطی میخ...وای بک...ن ت..و هنو...زم م...آل منییی(چون حالش بد بود اینجوری صحبت کرد)
کوک:ا.ت بهم بگو قضیه چیه(با داد) ( بچم غیرتی شددد🤡)
ا.ت:خفه شوووووو کوک(هویییی به بچم فش نده ها)
میاد جلو و با کفش پاشنه بلند و تیزش تو صورت مایکل میزنه تا مایکل کلا از همه جای صورتش خون میاد
میاد یقه خونی مایکل رو میگیره و اونو می‌چسبوند به دیوار
ا.ت:بلای سرت میارم که آرزو کنی کاش با زنجیر شکنه میشدی (از مایکل دور شد)
ا.ت:تیکه تیکه ش کنین بفرستین برای خانوادش
○:چشم خانم
کوک: اگت تو حق نداری همچین کاری انجام بدی
ا.ت:به تو چه لاشی ه*رزه آخه واقعا به تو چه تو کی هستی؟؟؟ (ا.ت خفهههه شوووو)
کوک سکوت کرد ولی بازم مث همیشه آوند برآید استایل بغلش کرد و انداخت تو ماشین و گفت
کوک: باشه خانم ا.ت بهت نشون میدن صاحبت کیه و مت چیکاره توم
میرسن خونه
کوک ا.ت رو رو تخت میندازه و ........


هار هار بازم خماری
راستی لیدی/مستر بزرگوار دیگه الان نگو شرطا رسیدددد میزارممممم🚶‍♀️🗿

شرطا
کامنت۷
لایک ۱۰
اسلاید۲ ماشین کوک_اسلاید ۳ لباسی که ا.ت موقع رفتن پوشید
دیدگاه ها (۱۷)

< بییان تو کامنتا یجوری صحبت کنیم انگار تویه خونه زندگی می ک...

کیوتا راستش شرطا رسیده بود یک ساعت وایسادم نوشتم دستم خود پا...

شوهر اتفاقی

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط