{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی ام

یک نفر نی می زند در معبد تنهایی ام
یک نفر گم می شود در خنده ی شیدایی ام
روی موهایم هزاران یاس آبی رسته است
بعد ازین من هستم وافسانه ی رسوایی ام
چشمهای خیس شب در هی هی چوپان دل
می زند آهنگ اندوه من وتنهایی ام
این شب آخر که یلدا را سیه رو کرده است
خواب را پس می زند در نغمه ی لالایی ام
کاش فردا معنی امروز کشتن را نداشت
اهل امروزم ولی دیوانه ی فردایی ام
یک نفر نی می زند در غربت فردای من
آه از این نغمه واین رقص بی پروایی ام
باز از امروز تا فردا جنونی دیگر است
نغمه های گرم چوپان می کند شیدایی ام
دیدگاه ها (۲)

مهربان هستی ولی نامهربانی میکنیشوردرسرداری وداری جوانی میکنی...

ﺗﻮ ﺭﺍ ﻫﺮ ﻗﺪﺭ ﻋﻄﺮ ﯾﺎﺱ ﻭ ﺍﺑﺮﯾﺸﻢ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩﻩﻣﺮﺍ ﺻﺪﻫﺎ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻏﺼﻪ ﻭ ﻣ...

ای خدا در عجبم من که چرا دوست نداشتآنکه یک لحظه به جز یاد غم...

ﺩﻝ ﻣﻦ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮐﻦﺩﺍﺩ ﺯﺩﻥ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ،ﺩﺍﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﺯﺩﻥ ﻣﻤﻨ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط