{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

installment death

💄🕸installment death💄🕸
part;3

نفس عمیقی کشیدم و بعد رمز و زدم .
سریع در باز شد.
آروم با قدم های محتات از پشت شیشه های بلند اومد این ور .
عقب عقب میرفتم و اونم با قدم های آروم میومد سمتم نفس نفس میزدم .
قدش بلند بود و انگشتاش که فرقی بایه خون‌آشام وحشی نداشت سمتم حمله ور شد .
+یک ،دو ،سه .....
بمب پشت سرم منفجر شدو ساخت مون هوایی ریخت .
شکمم درد می کرد خیلی وقت بود بخیه هام خوب شده بود ولی الان حتی لوله های گوارشی
ام هم درد میکرد اون کیم عوضی منو فرستاد توی اتاق قرمزش و اون دکترای عوضی عقیمم
کردن دیگه حتی نمی تونستم رابطه برقرار کنم یا بچه دار بشم .
+اهه فاککککک.
چشمای قرمزش توی دود سیاه می‌درخشید.
باید سرم و توی گردنش بزنم .
وقت نداشتیم .
+کوک آروم باش .

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
♡=۲۸
💬=۱۲
دیدگاه ها (۲)

🕸💄installment death💄🕸part ;4+کوک آروم باش. دوباره اومد سمتم ...

🖤Не трогай книгу📕24کسی نبود جز ....به نجوا گفتم :+ساشا !._در...

🕸💄installment death💄🕸part; 2+خب ببین جونگ کوک من و تورو قبلا...

🕸💄installment death💄🕸part:1با قلب سرد از پشت شیشه بهم خیره ش...

پرنسس کوچولوی من پارت 15

#P𝗔R𝗧 : 43〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط